ایا دارید مشکلی را حل می کنید ؟

محصولات خوب محصولاتی هستند که یک مشکل را حل میکنند ، فرقی نمیکند که خدمات باشد یا اطلاعات یا یک محصول فیزیکی . مشکلات میتوانند هر قالبی داشته باشند ، نگرانی های مالی ، ، سلامت ، کمبود اطلاعات و اموزش ، حوصله سررفتگی و بیکاری یا هرموضوع دیگری …اما یک وجه اشتراک دارند و اینکه همگی یک مشکل را حل میکنند.

اگرچه بهترین محصولات روی مشکلات بخصوصی دست میگزارند ، اما چه نوع مشکلاتی ؟

انرژی تان را صرف حل کردن “مشکلات گران قیمت ” کنید


در حال حاضر کجا زمانتان را صرف میکنید ؟ فقط نشسته اید و ایده های مختلف میدهید و امیدوارید که کسی بیاید و ان را ازتان بخرد؟ یا که روی مشکل خاصی دست گذاشته اید که ان را حل کنید ؟

یادتان باشد شما چیزهایی میدانید که دیگران میخواهند بدانند .چه یک کارافرین باشید چه یک صاحب کسب و کار یا متخصص ، حل کردن مشکلات گران قیمت برای افراد جدی شما را در بهترین موقعیت ممکن قرار میدهد .

افراد و شرکت های جدی و مصمم حاضرند که پول خوبی برای محصولاتی صرف کنند که در هزینه هایشان صرفه جویی میکند و یا اینکه در زمان کوتاه تری برایشان درامد زایی میکند. این همان چیزی است که انها را واقعا خوشحال میکند.

مشتریان جدی


ممکن است که بهترین راه حل ممکن را برای یک مشکل داشته باشید ، اما اگر بازاری را هدف قرار دهید که هیچ پولی برای خرج کردن ندارند یا اینکه واقعا هم دغدغه ای درباره حل کردن مشکل ندارند ، بیزنسی هم درکار نخواهد بود واگر کاری که میکنید ، بیزنس نیست میتوانید ان را یک سرگرمی قلمداد کنید ( یا حتی یک اتلاف وقت !)

یکی از دوستان شخصی ام یک بار با راه حلی که ارائه داد 2 میلیارد تومان در هزینه های یک شرکت صرفه جویی کرد . نه فقط اینکه هربار که به یک مصاحبه میرود ان را در رزومه اش مینویسد ، بلکه  ان را با فونت درشت شده  و بزرگ در یک صفحه سفید جداگانه همراه با رزومه تحویل مصاحبه کنندگان میدهد و هربار هم بشدت نظر انها را جلب میکند .

متاسفانه در شرکتی که ایده را اجرا کرد کسی به او توجهی نکرد ونه تنها حتی رنگ یک اسکناس هزار تومانی را هم از ان 2 میلیارد تومان ندید ، بلکه باعث شد که بعد از ان حتی زیر بار مسولیت و کار بیشتری فرو برود . بدتر از ان اینکه بعدها ایراد دیگری هم در دیتاهای انها پیدا کرد که برایشان صدها میلیون هزینه در برداشت ، اما از ترس اینکه مبادا بدلیل چنین اشتباهی که برای مدتی طولانی در سیستمشان بوده بد دیده شوند ، کاری درباره اش نکردند.

در این زمان بود که متوجه شدم که مشتری هایتان ( در این مثال کارفرمای  دوستم ) باید افراد جدی باشند . شرکتشان همچنان که با ان اشتباهاتشان دارند هزینه های گزافی پرداخت میکنند و بدلیل برخوردی که با کارمندانشان دارند ، رو به ورشکستگی و درحال تقلا برای ماندن در بازار کار است .

حالا که قصد دارید زمانتان را روی راه اندازی یک بیزنس صرف کنید ،ان را درجاهایی با بیشترین بازگشت سرمایه خرج کنید . مطمئن شوید چیزی که تولید میکنید چیز ارزشمندی است و برای مشتری هایتان واقعا مهم است که ان مشکل حل شود ، از ان مهم تر اینکه پول این را دارند که راه حل تان را ازتان بخرند .

Leave a Reply

Your email address will not be published.