خنده دار است که وقتی مردم به سن مشخصی میرسند ، معمولا بعد از فارغ التحصیلی ، فکر میکنند وقتش است که بروند بیرون و یک شغل پیدا کنند . اما مثل خیلی کارهای عجیب و غریب دیگری که عامه مردم انجام میدهند ، چون همه ان را انجام میدهند دلیل نمیشود که ایده خوبی باشد . درواقع اگر کمی منطقی فکر کنید پیدا کردن یک شغل از بدترین راه های کسب درامد و امرار معاش است.راه های خیلی بهتری از فروختن خودتان به بردگی قراردادی وجود دارد.

در زیر چند دلیل بیان میکنم که چرا باید هر قدرتی که درتوان دارید بکار ببرید که تا حد ممکن از گرفتن شغل اجتناب کنید :

1-   حقوقی برای بی دست و پاها


پیداکردن شغل و معامله کردن زمانتان در ازای پول ممکن است ایده خوبی بنظر برسد. تنها یک مشکل دارد … احمقانه است و واقعا هم تنها بدرد بی دست و پاها میخورد.

چرا احمقانه است؟ برای اینکه تنها زمانی پول دریافت میکنید که کار میکنید .اگر فکر میکنید که این روال طبیعی و منطقی است ، شما هم شستشوی ذهنی شده اید که فکر کنید پیدا کردن شغل تنها راه درامد زایی است.  تا حالا به این فکر نکرده اید که شاید بهتر باشد حتی زمانی هم که کار نمیکنید پول دریافت کنید؟ نمیشود؟ چه کسی این را بهتان گفته است ؟ اوه… البته … همان دوست کارمندتان ، یک شستشوی ذهنی شده ی دیگر.

فکر نمیکنید بهتر باشد حتی زمانی که با بچه هایتان بازی میکنید ، غذا میخورید یا میخوابید هم پول دربیاورید ؟  بیست و چهارساعته و هفت روز هفته  24/7  ؟ چه کار بکنید چه نکنید؟ ایا گیاه هایتان حتی زمانی که به ان ها توجه نمیکنید رشد نمیکنند ؟ چرا نباید حساب بانکیتان مثل گیاه های خانه تان باشد؟

چه کسی اهمیت میدهد که چند ساعت کار میکنید ؟ تنها چند نفر روی کل کره زمین هستند که متوجه میشوند شما چند ساعت در هفته در اتاق کارتان هستید. بقیه ما حتی متوجه نمیشویم که ایا هفته ای 6 ساعت کار میکنید یا 60 ؟ اما اگر چیز با ارزشی دارید که برای ما مهم است ، خیلی از ماها با خوشحالی کیف پولمان را باز میکنیم و ان را میخریم .ما اهمیتی به زمان شما نمی دهیم .تنها ارزشی که دریافت میکنیم برایمان جالب است . ایا برایتان مهم است که چقدرطول کشیده تا من  این مقاله را بنویسم؟ اگر دوبرابراین زمان میبرد ایا شما دوبرابر به من پول میدادید ؟

دست و پادارها اغلب کارشان را با شیوه های سنتی امرار معاش برای بی دست و پاها شروع میکنند . بنابراین اگر حس کرده اید که سرتان کلاه رفته است ناراحت نشوید. دست وپادارها دیر یا زود بالاخره میفهمند که معامله کردن زمان در ازای پول اشتباه احمقانه ای است و باید راه بهتری هم باشد و البته حق با انهاست . رازش این است که ارزش زمانتان را چند برابر کنید.

افراد باهوش سیستم هایی می سازند که  7/24 درامد ایجاد می کنند ، خصوصا درامدهای انفعالی . این سیستم ها میتواند شامل ایجاد یک بیزنس تازه ، ساخت یک وبسایت ، سرمایه گذاری یا مالکیت کارهای خلاقانه مثل اهنگ و کتاب و… باشد .

سیستم ، ارزش ادامه دار شما را بطور خودکار تحویل مردم میدهد و از ان ها پول دریافت میکند و زمانی که راه افتاد چه شما کار کنید چه نه او کار خودش را میکند. از ان ببعد شود بجای اینکه تمام زمانتان را صرف کسب همان یک درامد کنید ، میتوانید از زمان باقی مانده استفاده کنید و از طریق بهبود سیستمتان یا راه اندازی سیستم های جدید سرمایه گذاری کنید و بازهم درامدتان را افزایش دهید.

وبسایت یکی از این سیستم هاست . من هربار یک مقاله مینویسم ، زمان سرمایه گذاری شده تنها یک باراست ، اما مردم میتوانند تا سالها بعد هم از ان ارزش دریافت کنند. به این شکل درامد ان تا مدت ها به طور اتوماتیک به حسابم واریز میشود. البته کاملا هم انفعالی نیست ، اما من نوشتن را دوست دارم و حتی مجانی هم انجامش میدادم .

اما راه انداختن یک بیزنس سرمایه ی زیادی میخواهد! اینطورنیست؟ خوب اول که یک فضای کاملا رایگان دربلاگفا و بعد هم پنجاه هزار تومان سالانه برای اجاره دامین و هاست وبسایت . سرمایه زیادی نیست . هست ؟

البته در ابتدا زمان و تلاش میبرد تا سیستم درامدزایی خودتان را طراحی و کاشت کنید. اما نیازی نیست که چرخ را از اول اختراع کنید . میتوانید از سیستم های موجود استفاده کنید ، همینکه جریان درامد زاییتان روی غلطک افتاد دیگر نیازی ندارید با ان شدت برای تامین نیازهایتان وقت بگزارید. تا وقتی که سیستم تان به دادن ارزش به دیگران ادامه میدهد شما پولتان را دریافت میکنید.

اینترنت پر است از کتاب های ایجاد سیستم های کارامدی که دیگران طراحی ، تست کرده و رفع مشکل کرده اند. هیچ کس با دانش ساخت یک بیزنس یا سرمایه گذاری بدنیا نیامده ، اما میتوانید براحتی ان را یاد بگیرید . سعی کنید صفر یا صد به ان نگاه نکنید، حتی اگر سیستمتان میتواند ماهیانه چند صد هزار تومان برایتان ایجاد کند کارتان را خوب انجام داده اید و ارزشش را خواهد داشت.

2-   تجربه های محدود


ممکن است فکر کنید که داشتن شغل برای تجربه پیدا کردن مهم است . با شغل تجربه میکنید و مهارت کسب میکنید . اما مشکل تجربه کردن و مهارت کسب کردن توسط شغل این است که معمولا همان یک تجربه و مهارت را مدام برای سالها تکرار میکنید . اول کلی چیز یاد میگیرید و بعد از ان فقط  تکرار مکررات . تجربه های دیگری را که میتوانست برایتان بسیار با ارزش باشد از دست می دهید چون مدام درگیر انجام قبلی ها هستید . و اگر که مجموعه مهارت ها و تخصص هایی که دارید به این شکل ثابت بماند ، بعد از مدتی یک کارمند از کار افتاده و قدیمی خواهید بود که بدرد صاحب کارتان نمیخورد . از خودتان بپرسید که الان چه مهارت ها و تخصص هایی دارید یاد میگیرید که در 20-30 سال اینده ارزشمند خواهد بود ؟ ایا اصلا این شغلتان ان زمان وجود خواهد داشت ؟

3-   یک عمر بردگی


پیدا کردن شغل و کار کردن برای دیگران شبیه شرکت کردن در یک قرارداد بردگی انسانی است . یاد میگیرید که چگونه یک برده حرف گوش کن باشید. به اطرافتان نگاه کنید . این ان طوری است که میخواهید روزتان را بگزرانید ؟ ایا میخواهید چشم به دهن رییستان بدوزید که کی حقوقتان را افزایش میدهد ؟ کی اجازه دارید دو روز مرخصی بگیرید و به ان سفری که چند ماه است به ان فکر میکنید بروید یا کاری را که دوست دارید انجام دهید ؟ ایا ریستان بابت رفتار خوبتان بهتان پاداش میدهد؟ بابت نافرمانی که کرده اید توبیختان میکند؟ اصلا هیچ اراده ازادی در شما باقی مانده ؟ یا اینکه تبدیل یه یک حیوان خانگی شده اید که از ترس اینکه نتواند معاشش را تامین کند چپ و راست هرکاری بهش میگویند انجام میدهد و مدام نگران است که یک وقت کارش را ازدست ندهد؟

شغل ها اعتماد بنفس ، عزت نفس و از همه مهم تر ازادی که بعنوان یک انسان داریم که کارها را انطور که فکر میکنیم درست است انجام دهیم از ما میگیرد. یک قرار داد که زیرش را امضا کرده اید تا درصورت تامین خوراک و پوشاک و مسکن و چندتا خرت و پرت لاکچری و تجملاتی، ازادیتان را با کمال میل اهدا کنید . شما را نمیدانم ولی این ماجرا من را یاد فیلم های برده های روم باستان می اندازد.

4-   دهان های بسیاری که باید بهشان غذا خورانده شود


حقوق یک کارمند تقریبا بیشترین مالیات را پرداخت میکند . در امریکا میتوانید مطمئن شوید که نصف حقوقتان بابت مالیاتها میرود . سیستم مالیات ها طوری طراحی شده که تا حد امکان مقدار پولی را که شما بیخیال میشوید پنهان کند ،به این ترتیب که بعضی ها توسط رییس و کارفرمایتان پرداخت میشود و بعضی ها ازچک حقوقی خودتان برداشت میشود. اما میتوانید شرط ببندید که از دید کارفرمایتان ، تمام ان مالیات ها بخشی از حقوق شما درنظر گرفته میشود ، یا تشویقی های دیگری مثل پاداش هایی که میگیرید.حتی اجاره اتاق یا دفتری که اشغال کرده اید هم درنظر گرفته شده است .به همین دلیل باید ارزشی بسیار بیشتر از چیزی که دریافت میکنید تحویل دهید تا درنهایت چیزی برای خودتان باقی بماند . بخشی دیگر از درامدها هم برای سرمایه گزاران و صاحبان ملک میرود . دهان های زیادی هست که باید بهشان غذا دهید ، نه ؟

درک کردن این موضوع که چرا کارمندان بیشترین مالیات را پرداخت میکنند سخت نیست .در نهایت چه کسی بیشترین کنترل راروی سیستم مالیات دارد ؟ شما تنها بخش کوچکی از ارزش واقعی که تولید میکنید را دریافت میکنید ،  حقوق واقعی زمانی که صرف میکنید احتمالا حتی از سه برابر چیزی که میگیرید هم بیشتر است .اما بیشتر ان پول را حتی رنگش را هم نمیبینید . مستقیم به سمت جیب دیگران میرود . تا حالا خودتان هم میدانستید انقدر ادم دست و دلبازی هستید؟!

5-   زیادی ریسکی است


بسیاری از کارمندان و کسانی که برای دیگران کار میکنند گمان میکنند که پیدا کردن یک شغل امن ترین و مطمئن ترین راه حمایت از خودشان است .

شرطی سازی های اجتماعی چیز خارق العاده ای هستند. حتی میتوانند باعث شوند که مردم به چیزی اعتقاد داشته باشند کاملا درتضاد با حقیقت است . ایا واقعا اینکه خودتان را در موقعیتی قرار دهید که یک نفر فقط با گفتن دو کلمه ( شما خراجید ) بتواند منبع درامدتان را قطع کند ، بنظرتان امن و مطمئن میرسد ؟ ایا داشتن یک منبع درامد از 4 تا امن تر بنظر میرسد ؟

ایده ی اینکه داشتن شغل امن ترین راه تامین معاش است ساده انگارانه است . اگر کنترلی روی کارتان نداشته باشید امنیت ندارید ، و کارمندان از همه کم تر روی کارشان کنترل دارند .واقعیت اینست که اگر یک کارمند هستید ، باید خودتان را یک قمارباز حرفه ای قلمداد کنید.

6-   التماس برای پول


ایا هر وقت که بخواهید میتوانید درامدتان را افزایش دهید یا باید منتظر بمانید تا رییس تصمیم بگیرد کی استحقاق این را پیدا کرده اید که  بخاطر رفتار خوبتان کمی بیشتر پاداش دریافت کنید ؟ اگر یک وقت وسط ماه پولتان ته کشید یا یک نیاز فوری و ضروری پیدا کردید ، میتوانید کاری کنید که تا دریافت چک بعدی کمی بیشتر پول دربیاورید یا اینکه باید گرسنه منتظر بمانید تا اخر ماه برسد و حقوقتان را بگیرید؟ واقعا چه کسی در زندگی شما تعیین میکند که چه وقت و چقدر پول داشته باشید؟ شما یا رییستان ؟

اگر یک بیزنس را اداره میکنید هر وقت یک مشتری به شما بگوید ” نه ” میتوانید بسادگی بگویید” بعدی ” و شانستان را جایی دیگر امتحان کنید تا پولی که میخواهید را بدست اورید.

7- زندگی اجتماعی محدود


شغل خیلی از افراد برایشان اصلی ترین بخش ارتباطات اجتماعی زندگیشان محسوب میشود . حتی زمانی هم که میخواهند تفریح کنند با همان افرادی که کار میکنند تفریح میکنند. اگر یکی از دوستان همکارتان مال رییس دیگری شود چه؟ شما یک دوست را از دست داده اید چون یک نفر دیگر او را نخواسته است ؟ یا اگر افرادی با شما همکار شوند و هرروزبا شما نشست و برخاست کنند که از انها نفرت دارید چه ؟ ایا هنوز هم حداقل این حق انتخاب اولیه را دارید که با هرکسی که دوست دارید کار کنید و کسانی را که نمیخواهید کنار بگزارید ؟ واقعا چه کسی تعیین میکند دایره اجتماعی شما باید چه کسانی و از چه قشری باشند ؟

7-   تبدیل شدن به یک بزدل


تاکنون به این مساله دقت کرده اید که اغلب کارمندان چه ظرفیت بالایی برای شکایت و گله کردن از مشکلات سازمان یا شرکتشان دارند ؟ اگر چه هیچ وقت راه حل ها و رفع این مشکلات برایشان جالب نیست ، زیرا تنها میخواهند موضوع صحبتی میان گردهمایی های اجتماعیشان پیدا کنند و یک نفر را پیدا کنند تا همه تقصیرها را گردن او بیندازند. این مساله که کنترل اغلب امور در دست کس دیگری است کم کم ذهن این افراد را میخشکاند ، خلاقیت ، حل مساله و حس پویای اشان را ازشان میگیرد و یاد میگیرند که همینطور بنشینند و بگزارند مشکلات همچنان برسرشان اوار شود و هیچ کاری نکنند ، حق هم دارند بالاخره که کنترل هیچ چیز در دست ان ها نیست ! اگر نمی توانید ریسستان را بدون ترس از اخراج شدن یک احمق خطاب کنید ازاد نیستید و جزو اموال او محسوب میشوید.

 گزینه دیگر چیست؟


برایم مهم نیست چقدر در این توهم اجتماعی به نام شغل فرو رفته اید، هیچ وقت برای بیرون کشیدن خودتان از ان دیر نیست .اگر هنوزهم تصور میکنید که جایتان روی صندلی اجاره ای رییستان گرم و نرم و مطمئن است و حتی روزی هم که دیگر برایش کاربردی نداشته باشید ، رییستان هنوز هم به شما وعمری که برای او و ارزوهایش داده اید وفادار خواهد بود و هوایتان را خواهد داشت ، میتوانید به بردگی قراردادیتان ادامه دهید …اما اگر فکر میکنید که میخواهید دقیقا به اندازه ای که کار کرده اید یا حتی بیشتر ، مزد دریافت کنید میتوانید قید شغل و کار کردن برای دیگری را بزنید و گزینه های دیگری را که پیش رو دارید در نظر بگیرید.

یادتان باشد که در ازای خلق ارزش ، پول دریافت میکنید نه در ازای زمانتان. بنابراین راهی پیدا کنید که از طریق ان بتوانید بهترین ارزشتان را به دیگران بدهید و قیمت عادلانه ای را هم برای ان تعیین کنید. راهی پیدا کنید که همان ارزشی را که قبلا ازطریق کارمندی ایجاد میکردید ، اکنون خودتان مستقیما بدست کسانی برسانید که به ان نیاز دارند . اگرچه زمان بیشتری طول میکشد تا به نتیجه برسید اما ازادی و استقلال تان ارزش زمان و تلاشی را که صرف ان کرده اید خواهد داشت.

بکی از ترس هایی که ممکن است داشته باشید این خواهد بود که شاید هیچ ارزش درخوری نداشته باشید که به دیگران پیشنهاد کنید. شاید بهتر است یک کارمند بمانید و تنها بابت ساعت هایی که میدهید مزد بگیرید ، این بیشترین کاری است که از دستتان برمی اید . شاید انقدرهم توانایی ندارید…. تمام این خط فکری ها بخشی از همان شرطی سازی اجتماعی است . هدف اینست که شما ناتوان و مانده پیش دیگران بروید و به انها التماس کنید تا بهتان بگویند باید چکار کنید و همان یک وظیفه کوچک را سالها و سالها انجام دهید و لقمه ای نان بگیرید، تا همیشه به انها وابسته باشید و نتوانید مستقل و بدون اینکه به انها سودی برسانید کسب درامد کنید . همه جور دروغی به شما گفته میشود که بگویند چرا نمیتوانید این کار را انجام دهید .اما این حقیقت ندارد اگر از این سیستم و توهمات ان فاصله بگیرید میتوانید راه های زیادی پیدا کنید که از طریق ان برای دیگران خلق ارزش کنید ، چیزی که دیگران به ان نیاز دارند و خوشحال میشوند بابتش به شما پول پرداخت کنند. تنها باید بیشتر به خودتان باور داشته باشید و تمرین کنید تا در ان مهارت و تخصص پیدا کنید.

خیلی ها برمیگردند و به شما میگویند که یک شغل پیدا کن و یا احمقانه است اگر کارت را ترک کنی اینطوری مطمئن تر است و خیالت راحت است اما به دانش و اعتقادی که دارید پایبند بمانید به اینکه ارزشتان بیشتر از این است و میخواهید مثل یک انسان ازاد زندگی کنید ، سالها بعد برمیگردید و میفهمید که این بهترین تصمیمی بوده که در زندگیتان گرفته اید.

One thought on “شغل؟ هرگز …. : ده دلیل برای اینکه چرا نباید هرگز یک شغل داشته باشید

Leave a Reply

Your email address will not be published.