این اشتباهی است که در بسیاری موارد و اکثرا برای افراد باهوش پیش می اید، درحالیکه بندرت دیگران یا حتی خودشان هم متوجه ان می شوند. این افراد همه از جمله خودشان را قانع میکنند که دارند به سمت اهدافشان اقدامات ضروری را انجام می دهند ، درحالیکه میبینیم روزها ، ماه ها و گاهی حتی سالها میگذرد بدون اینکه نتیجه ای از این افراد ببینیم . اشتباه انها در تفاوت قائل نشدن بین صرفا در جنبش و حرکت بودن و عمل کردن است ، اگرچه ممکن است شبیه هم بنظر برسند اما یکی نیستند.

اجازه بدهید قضیه را بیشتر باز کنیم:

حرکت یا عمل


حرکت را وقتی بکارمیبریم که شما تنها سرگرم و مشغول انجام کاری هستید، در حالیکه ان کارخودش به تنهایی هرگرنتیجه ای تولید نخواهد کرد. از طرفی دیگر عمل همان اقدامی است که برای شما نتیجه ببار خواهد اورد. بعنوان مثال :

1- اگر من یک هفته مشغول طوفان فکری و پیدا کردن 20 ایده برای نوشتن یک مقاله یا کتاب باشم، این یک هفته را تنها درحرکت بوده ام .اما اگر واقعا شروع کنم به نوشتن و انتشاریک مقاله در ان صورت در ان جهت عمل کرده ام.

2- اگر من برای بیزنس جدیدم به 10 نفر افراد جدید ایمیل بزنم و با انها شروع به برقراری ارتباط کنم این حرکت است. اما اگرمحصولم را به انها بفروشم و انها خرید کنند این عمل خواهد بود.

3- اگر من دنبال رژیم غذایی بهتری دراینترنت بگردم یا درباره ان کتاب بخوانم حرکت، واگریک غذای سالم و رژیمی بخورم یک عمل خواهد بود .

4- اگر به باشگاه بروم و درباره یک مربی شخصی پرس و جو کنم حرکت خواهد بود . اگر زیر وزنه بروم و شروع به وزنه برداری کنم عمل خواهد بود.

البته حرکت بخودی خود چیز بدی نیست و به شما اجازه میدهد که خودتان را اماده کنید ، استراتژی بچینید و یاد بگیرید. همه این برنامه ریزی ها و استراتژی ها ، هنگام عمل بهتان کمک کند تا بازده بالاتری داشته باشید. اما مشکل از جایی شروع میشود که با این کارها این توهم به ما دست میدهد که داریم عمل میکنیم، بسوی هدفمان قدم برمیداریم و مدت های طولانی را تنها صرف اماده سازی میکنیم . اینجا جایی است که قضیه مشکل دارمیشود چون خود بخش حرکت اگر چه زمانتان را مصرف میکند اما هرگز برایتان نتیجه ای نخواهد داشت.مهم نیست چند بار سراغ بهترین مربی شخصی بگردید، خود این جستجو هیچ وقت اندام شما را متناسب نخواهد کرد. تنها خود عمل نرمش کردن است که قادر است کمی از ان چربی های پهلو را اب کند.

اگر حرکت واقعا منجر به نتیجه نمیشود چرا ان را انجام میدهیم؟


گاهی برای اینکه واقعا نیاز به یادگیری بیشتر و برنامه ریزی داریم. اما اکثراوقات حرکت این توهم را بما میدهد که داریم به سمت اهدافمان حرکت میکنیم و کاری برایشان میکنیم بدون اینکه واقعا بخش اصلی کار را انجام دهیم که یا سخت است یا احتمال شکست در ان وجود دارد. به این شکل در سایه ترس هایمان خودمان را با انجام کارهای ساده تر و حاشیه ای تر سرگرم میکنیم وبجای عمل کردن به کارهای اصلی ، ان را به بهانه تحقیق و پرس و جو و اماده سازی به هر شکل عقب می اندازیم تا از شکست یا چالش های اصلی و نگرانی هایی که داریم تا حد ممکن دور بمانیم.

*- بله من میخواهم اندام متناسبی داشته باشم ، اما … نمیخواهم در باشگاه مثل یک احمق بنظر برسم برای همین هم تنها میرم و با مربی درباره برنامه کاریشان صحبت میکنم یا به بازار میروم و لباس مناسب میخرم.

*- بله دوست دارم که مشتری های بیشتری برای بیزنسم داشته باشم اما … میترسم که به من نه بگویند، برای همین هم تنها به ده نفر از انها ایمیل میزنم.

خیلی راحت است که سرتان را با این کارها مشغول کنید و خودتان را قانع کنید که دارید در مسیر درست قدم برمیدارید.اما اگر تمام این اماده سازی ها بیش از حد زمان ببرد و تبدیل شود به وسیله ای برای عقب انداختن برنامه ها ان وقت یک جای کارتان میلنگد و باید ان را اصلاح کنید.

چند ایده برای عمل کردن


1-   یک برنامه روتین برای عمل هایتان بنویسید.

من هرروز صبح ساعت 9 شروع به ترجمه و نوشتن مقاله میکنم و ان را در سایت منتشر میکنم . این ساعت از روز تنها برای این کار است و بعد از یکی دو ساعت نوشتن ، کارم تمام میشود ، و نتیجه ی این دو ساعت یک مقاله اماده خواهد بود ، من دنبال موضوع نمیگردم ، دنبال شیوه های تزیین سایت نمیگردم ، دنبال شیوه های بازاریابی نمیگردم این ساعت روز تنها صرف خود عملی میشود که نهایتا برایم نتیجه ای ملموس خواهد داشت و این حس خوبی است. حس این که همان اول صبح کاری را از لیست انجامی هایم خط زده ام و قدم عملی و واقعی دیگری به سمت اهدافم برداشته ام احساس بسیار خوبی است .

یک برنامه از اعمالی که هرروز باید انجام دهید ، تا به هدفی که میخواهید برسید ، بنویسید و به ان بچسبید .

2-   یک تاریخ تعییین کنید که از حالت جنبش صرف دربیایید و شروع به عمل های واقعی بکنید.

بعضی کارها را نمیتوان بسادگی هرروز طبق یک برنامه پیش برد و همان روتین را تکرار کرد تا روزی که جواب میدهد . مثلا ساختن یک استارت اپ بخش های مختلفی دارد و یک کار روتین و تکراری نیست برای چنین کارهایی یک زمان تعیین کنید که هربارکه پرس و جویتان به حد کفایت رسید بعد ازان شروع به عمل کنید.

هرگز صرفا فعالیتی کردن، سرگرم و مشغول بودن را با دست اورد و اعمالی که واقعا برایتان نتیجه ببار می اورد، اشتباه نگیرید. بین تمام لیست انجامی هایتان سایه ها و واقعی ها را ازهم جدا کنید ، مرز پررنگی برای انها قایل شوید و اجازه ندهید که یکی جای دیگری را پر کند وگرنه بعد از مدتی ناامید میشوید که چرا با وجود گذشت این همه مدت هنوز به هیچ نتیجه ای نرسیده اید.

هربار از خودتان بپرسید ایا من واقعا دارم عمل میکنم یا تنها دارم اماده میشوم که عمل کنم؟ ایا من عمل میکنم یا بیخود در جنب و جوش و حرکتم؟

Leave a Reply

Your email address will not be published.