افراد موفق که زندگی های رضایتمندانه ای دارند ، بیشتر از مقداری که مصرف میکنند تولید میکنند.

وقتی میزان تولیدتان بیشتر از مصرفتان است نه تنها از موفقیت مالی و مادی همراه با سلامتی لذت میبرید بلکه حتی خوشبختی و رضایتی را تجربه میکنید که بادوام و ماندگار است.

بیایید اول ببینیم چرا باید بیشتر از مقداری که مصرف میکنید ، تولید کنید واینکه چه منافعی برای شما در پی دارد سپس کمکتان میکنم بفهمید چطور میتوانید با این استعدادها، تواناییها و شرایطی که دارید ، میزان تولید خودتان را بالا ببرید . همه ما توانایی تولید داریم اگر زندگی های ما بی مصرف و بیهوده تلف میشود، مساله بی استعدادی ما نیست و مشکل سبک زندگی غلطی است که در پیش گرفته ایم.

داستان تراختنبرگ


یاکوف تراختنبرگ خالق سیستمی است که در حوزه علم حساب کاربرد دارد. این سیستم به کاربر اجازه میدهد که مسائل ریاضی را با سرعت بسیار بالایی انجام دهد. چیزی که بسیار جالب توجه است، اینست که او این سیستم  را زمانی که در اسارت کمپ های هیتلر بسر میبرد نوشت ، درحالیکه هیچ کاغذ یا قلمی نیز همراه نداشت . تراختنبرگ برای اینکه عقلانیت و حواس خود را سالم نگه دارد به دنیای منطق و اعداد رواورد. درحالیکه جسمش هرروز ضعیف تر و رنجورتر میشد و اطرافش را مرگ و ویرانی احاطه کرده بود او از پذیرش شکست سربازمی زد و فقط روی سیستمش کار میکرد.

یاکوف تراختنبرگ جزء معدود کسانی بود که بعد از تمام شدن اسارت کمپ ها با عقل سلیم از انجا بیرون امد چون دست از خلق کردن و تولید کردن برنداشت.

خیلی از بازمانده های هولوکاست که شرایط وحشیانه ی مشابهی را تجربه کرده بودند، اشاره میکردند که کلید بقایشان یک نوع احساس ارزشمند بودن بوده است. خلق کردن نه تنها باعث میشود که “حس کنید ” زنده هستید ، بلکه واقعا از لحاظ جسمی شما را زنده نگه میدارد.

خلق کردن شما را باهوش تر میکند


زمانی که خلق میکنید از زمانی که مصرف میکنید باهوش تر هستید، چون از مغزتان به شیوه ای استفاده میکنید که به طور نرمال بدون استفاده باقی مانده است . برای مثال اشپزی را (خلق) با خوردن (مصرف) مقایسه کنید. وقتی که اشپزی میکنید مهارت های اشپزیتان را بهبود میدهید و ارتباطات جدیدی در مغزتان شکل میگیرد که قبلا وجود نداشت. وقتیکه غذا میخورید واقعا از مغزتان استفاده نمکنید ، در این زمان بیشتر فعالیت ها بطور خودکار انجام میشود بدون اینکه خودتان واقعا درگیر قضایا بشوید .همین مساله برای هر نوع فعالیت دیگر هم به همین شکل است. به هرچیزی که فکر کنید دو بعد برای ان وجود دارد : 1- خلق  2- مصرف

خواندن اهنگ یا گوش دادن به موسیقی ، نوشتن یا خواندن ، خیاطی یک لباس یا خریدن و پوشیدن ان ، تدریس کردن یا یادگرفتن . هر محصول یا خدمات دیگری که به ان فکر کنید میتوانید ان را در یک از این دو ستون جا بدهید.

گاهی اوقات مصرف هایی مثل خواندن ، مفید بنظر می رسد درحالیکه نیست . مطالعه در مقایسه با زمانی که در شبکه های اجتماعی صرف میشود مفیدتر است اگرچه وقتی بسیاری از ما مطالعه میکنیم ققط شکل دیگری از یک مصرف را انجام میدهیم . موضوع اینست که ما بندرت اطلاعاتی را که میخوانیم، بکار میگیریم. هرچه زمان بیشتری سپری شود مقدارکمتری از چیزی را که ساعتها مشغول مصرف ان بوده ایم ، بیاد میاوریم.

“بله دانایی توانایی است ، ولی فقط دانشی که بکار گرفته میشود”

خلق کردن شما را ثروتمند میکند


با خلق کردن بیشتر، شما بطور خودکار پول بیشتری هم درمیاورید. خلق ارزش برای دیگران تنها راه ایجاد درامد است تنها استثنایی که وجود دارد ارث پدری ، قمار ، بخت ازمایی یا فعالیت های غیرقانونی است. چنانچه نمیتوانید یا قصد ندارید از یکی از اینها پولدار شوید تنها چاره ای که برایتان میماند خلق ارزش برای دیگران است.هرچه برای افراد بیشتری خلق ارزش کنید پول بیشتری خواهید داشت، درمقاله های بعدی درمورد اینکه چطوری میتوانید پول بیشتری بدست بیاورید صحبت خواهیم کرد.

درحالیکه خلق ارزش برای شما پول میاورد ، از طرف دیگر مصرف ارزش ، غالبا برای شما هزینه در پی دارد.هرچه ارزش های بیشتری مصرف کنید پول بیشتری هم باید بدهید ، مثل فیلم یا کتابی که خریدید ، سینمایی که هفته پیش رفتید ، غذایی که دیشب در رستوران خوردید ، ماشینی که سال پیش خریدید و هرچیز دیگری که دیگران خلق کرده اند و شما صاحبش شده اید مقداری از پول جیبتان را ربوده است.

به همین دلیل است که افرادی که در لاتاری و بخت ازمایی برنده میلیون ها دلار میشوند بعد از یک سال همه ان را ازدست میدهند ، چون با بردن لاتاری حتی مصرف گراتر شده اند. انها با وجود پول هنگفتی که در لاتاری برده اند،  بسرعت ورشکست و افسرده میشوند.

کمتر مصرف کردن را با صرفه جویی اشتباه نگیرید . وقتی کمتر مصرف میکنید هدفتان این نیست که بیشترپس انداز کنید ، تنها تصمیم میگیرید که سبک زندگیتان را تغییر دهید،عوض اینکه زمان و انرژیتان را صرف زل زدن به زندگی دیگران پشت صفحه گوشیتان کنید و حس بدی نسبت به زندگی خالی و بی هدفتان پیدا کنید، خودتان بلند شوید و فعالیت هایی را که دوست دارید و بلدید شروع کنید ، برای دیگران خلق ارزش کنید تا هم ثروت مادی پیدا کنید هم معنوی و روانی.

مرگ از سر مصرف گرایی


مصرف بدون هدف و برنامه تنها اتلاف است . بیشتر مصرف هایمان تنها از سر بیکاری و حوصله سر رفتن یا حس وحال بد داشتن است.

اغلب مصرف ها باعث میشود حس خوبی بهتان دست دهد. البته مقصود و هدف خالقان این فعالیت ها هم همین است تا شما را وادار کنند از محصول یا خدمات انها استفاده کنید و بتوانند پولی از جیبتان بزنند. بطور مثال اخبارغالبا باعث میشود که حس بهتری بهتان دست دهد از انجا که حس میکنید میدانید دردنیا چه خبر است،ایا چیزی شما را تهدید میکند یا نه ، اما منصفانه بگویید چه مقدار از اخبارهایی که تاحالا گوش داده اید بطور عملی باعث شده کیفیت زندگیتان بالاتر برود؟

غالب مصرف ها ، کاربرد عملی ای که برایتان ندارند هیچ، تازه این حس خوب هم خیلی زود از بین میرود و مجبور میشوید برای تجربه ان حس خوب دوباره سراغشان بروید و به انها پول پرداخت کنید. درنهایت این مصرف ها ، لذت جویی های کوتاه مدتی هستند – گاه حتی درحد چند دقیقه – که باعث میشوند از اهداف و ارزوهای بزرگتری که دارید منحرف شوید و یک عمرهشتاد ساله تبدیل شود به بخش های کوچک چند ساعت و چند دقیقه ای.

زندگی های یک ساعتی که هشتاد سال طول میکشند.

مصرف گرایی باعث میشود این توهم بهتان دست بدهد که درواقع دارید کاری میکنید، ساعت ها نشستن و دیدن ویدیوهای فیتنس شما را خوش اندام تر نمیکند اما اینطوری راحت تر میتوانید خودتان را گول بزنید که دارید کاری برای سلامتیتان میکنید و تمرینات اصلی را عقب بیندازید.

اگر چیزی بلد نیستید خلق کنید چه؟


باید بخودتان اجازه دهید که ابتدا کمی خرابکاری کنید.راهی برای دور زدن این مرحله وجود ندارد. داستان جالبی درباره یک معلم سرامیک کاری وجود دارد:

یک معلم سرامیک کاری اعلام کرد که قصد دارد کلاس را به دو دسته تقسیم کند . گروه اول تنها بر اساس تعداد سرامیک هایی که ساخته اند قضاوت میشوند و گروه دوم تنها بر اساس کیفیت سرامیک ها. پروسه امتیازدهی ساده بود. در روز اخر گروه اول که گروه کمیت و تعداد بودند اگر پنجاه تا تولید میکردند A  میگرفتند اگر چهل تا تولید میکردند B  میگرفتند وبه همین شکل تا اخر… و گروه دوم یعنی گروه کیفیت ، کافی بود تنها یک سرامیک کامل و بی نقص تولید کنند تاA  بگیرند.

وقتی کار تمام شد نتیجه عجیب بود. بهترین کیفیت ها متعلق به گروه کمیت بود.کیفیت سرامیک های گروه اول بهتراز گروه دیگر بود درحالیکه هدفشان کیفیت نبود.

بنظر میرسد درحالیکه گروه کمیت سرگرم تولید سرامیک های بیشتر و بیشتری بودند بمرور زمان با ازمون و خطا هم یادگرفته بودند که چگونه سرامیک های بهتری تولید کنند .درحالیکه گروه دوم تمام مدت سرگرم ایده پردازی درباره ساختن یک سرامیک بی نقص و کامل بودند و درنهایت بجز چنتا ایده بینظیر و چند سرامیک شکسته و ناقص چیزی برای ارائه نداشتند.

این قضیه برای هر مورد دیگری از خلق کردن صدق میکند .زمانی که بطور مداوم کار میکنید و ازاشتباهاتتان درس میگیرید ، سیر پیشرفت ثابتی بسمت نتایجی که مدنظرتان است ، خواهید داشت .

اگر میخواهید که مطالب خوبی بنویسید ، زیاد بنویسید و از اشتباهاتتان درس بگیرید ، به مرور زمان میبینید که کارتان بهتر شده است. اول شاید ده صفحه بنویسید تا یک صحفه خوب از اب دربیاید اما بمروربهترمیشوید . اما اگر کل زندگیتان را صرف  نوشتن یک کتاب کامل و بی نقص کنید، احتمالا درنهایت هیچ چیز منتشر نخواهید کرد.

اگر میخواهید یک بیزنس موفق را اداره کنید ممکن است قبلش نیاز داشته باشید ایده های مختلفی ر امتحان کنید و عملا اجرا کنید. بمرور زمان متوجه میشوید که کدام جواب میدهد و کدام ها نه . اگر یک دهه را صرف ور رفتن با بیزنس پلتان کنید هیچ وقت ان را شروع نخواهید کرد و بیزنستان به احتمال زیاد موقع استارت با سر زمین میخورد.

هدفتان نباید خلق یک محصول کامل و بی نقص باشد.هدفتان باید بهبود و ارتقای مهارت هایتان در طول زمان باشد با یک جریان مداوم و ثابت از خلق و تولید.به نتیجه فکر نکنید و عوض ان روی میزان کاری که لازم است انجام شود تا بجایی که میخواهید برسید تمرکز کنید.لازم نیست چیزیکه تولید میکنید خوب باشد تنها نیاز دارید که مداوم کار کنید بقیه ان بمرور خوب میشود. بعضی ها به ان میگویند تمرین بعضیها مداومت یا اصرار…

چه چیزهایی خلق محسوب میشوند


هرچیزی که زمان و تلاش صرف ایجاد ان میکنید.

بیشتر وقتها یک محصول مشخص تولید میشود.یک کتاب ، یک غذا ، یک بیزنس ، یک نقاشی….

گاهی اوقات فکر میکنید دارید تولید میکنید درحالیکه درواقع دارید مصرف میکنید .اگر درحال تحقیق برای کتابتان هستید ،یا ویدیو های کاهش وزن و لاغری را میبینید ، ممکن است این توهم بهتان دست بدهد که دارید خلق میکنید درحالیکه تنها فعالیت هایی که به تولید محصول نهایی می انجامد ، تولید محسوب میشوند. به خاطر داشته باشید که افتادن در تله مصرف گرایی برای به عقب انداختن وظایف اصلی خیلی راحت است. اغلب افراد داخل این تله میافتند و اگر مدت زیادی این کار را انجام دهید بسرعت احساس ناامیدی و بیهوده بودن میکنید.برای اینکه مطمئن شوید که درون چنین تله هایی نمی افتید مهم است که مرز فعالیت های تولیدی و مصرفی را درحوزه کارتان برای خودتان مشخص کنید.

اگرچه گاهی در ابتدا لازم دارید مصرف کنید تا یاد بگیرید چگونه کار را انجام دهید اما میزان مشخصی که نیاز دارید ، برای خودتان تعیین کنید و بعد از ان وارد عمل شوید. لازم نیس همه چیز را بدانید تا شروع کنید. شروع کنید و بقیه چیزهایی را که لازم است بدانید ، در میانه راه یاد بگیرید. یادتان باشد برای پیمودن مسافت تهران- مشهد نیازی ندارید تمام مسیر را بدانید ، تنها اگر صدمترجلو رویتان را درست بروید میتوانید در نهایت به مقصد برسید.

مصرف کردن همیشه هم بد نیست .خواندن یک کتاب ، دیدن یک فیلم الهام بخش ، گوش دادن به موسیقی های خوب و لذت بردن از یک غذای خوشمزه… همه اینها از لذت های زندگی هستند ، نهایتا برای استفاده از این خدمات ارزشمند دیگران است که میخواهیم پول دار شویم، نه؟ اما اینها نباید جای هدف ها و خلق ارزش های خودمان را بگیرد چون خوشبختی و رضایتی که یک عمر دوام داشته باشد تنها از احساس مفید و باارزش بودنی میاید که با خلق ارزش بدست می اوریم. چیزی راشروع کنید که با خلق ان احساس مفید بودن میکنید و ارام ارام ثروت واقعی بسویتان جاری میشود

3 thoughts on “تولید گرایی : اگر میخواهید موفق و خوشبخت باشید کمتر مصرف کنید ، بیشتر تولید کنید

Leave a Reply

Your email address will not be published.