“وقتی که خوب هستم هیچ کس بیاد نمی اورد ، وقتی که بد هستم هیچ کس فراموش نمیکند “

این به حال خود تاسف خوردن در مورد خیلی از افراد صدق میکند . خیلی ها مدام گله میکنند که دیگران به انها صدمه میزنند ، از انها سواستفاده میکنند ، به انها خیانت میکنند ، انها را دوست ندارند ، زحماتشان دیده نمیشود و بدشانس هستند. ولی اگر به مغزتان یاد بدهید که فارغ از اینکه بیرون چه اتفاقی می افتد ، از شما قدردانی کند و تحسین تان کند چه ؟

ممکن است تقلب بنظر برسد ، ولی شدنی است .

اگرچه این رویکرد باعث نمیشود که یک جایزه نوبل بگیرید ، اما شیمی مغزتان را تحریک میکند که احساس مشابهی داشته باشید . قدردانی شخصی را با گل خریدن برای خودتان اشتباه نگیرید ، چون با ایجاد مسیرهای شیمیایی جدید در مغز احساسی که تولید میکند خیلی بادوام تر از عمر یک گل است .

البته احساس خوب داشتن جایگزینی برای عمل نیست . اینها، دو مهارت جداگانه هستند که هردو الزامی اند . خوب عمل کردن همیشه باعث نمیشود که حس خوبی داشته باشید چون حس خوب بستگی به مسیرهای عصبی دارد که در مغزتان ایجاد شده تا منجر به ترشح هورمون های شادی ( سرتونین، دوپامین ،اکسیتوسین و اندورفین ) شود.

زمانی که زندگی به مغز شما ضربه میزند، مغز شما تجربه را از یکی از مسیرهای عصبی به پایین منتقل میکند . الکتریسیته مغز شما مثل مسیر یک نهر اب ، از مسیرهایی عبور میکند که کمترین مقاومت در انها وجود دارد و به سمت کانال های بزرگتر جریان پیدا میکند. اگر این کانال های بزرگ به سمت هورمون های ناشاد منجر شود ، در بلند مدت احساس های غم و اندوه غالب ترین عکس العمل شما نسبت به تجارب زندگی خواهد بود .

چرخه احساس های بد ما برای دلایل مهمی بخوبی توسعه پیدا کرده اند . مغز در جهت تضمین کردن بقا و زنده ماندن تکامل پیدا کرده است ، بنابراین مدام چیزهایی را که ممکن است خطر داشته باشند اسکن و جستجو میکند. اگر مغزمان تنها در جستجوی حس خوب بود و به مسائل دیگر اهمیت نمیداد به احتمال زیاد تا الان از بین رفته بودیم . اما حالا اگرچه خطرها و تهدید ها ما را مضطرب، نگران و اندوهناک میکند ولی میتوانیم در جستجوی تجربه هورمون های شادی هم حرکت کنیم. هورمون های شادی شما در این جهت تکامل پیدا نکرده اند که مدام و همواره در جریان باشند، بلکه احساس خوب تکامل پیدا کرده است  تا به شما هشدار دهد که در محیط  چه چیزهایی بقای شما را بیشتر تضمین میکند . بنابراین این مطلب را همین جا درک کنید که مغز شما تنها یک هدف را دنبال میکند و ان بقا و زنده ماندن است ، مغزتان اهمیتی به سطح خوشحالی شما نمیدهد ، هورمون های شادی و غم تنها وسیله هایی هستند که به این هدف برسد ، دقیقا مثل عروسک های خیمه شب بازی . اگر میخواهید بیشتر احساس خوشبختی کنید این وظیفه شماست که کنترل مغز را بدست بگیرید ، کارکرد ان را یاد بگیرید و در جهتی که میخواهید ان را هدایت کنید . اگر میخواهید از این سیستم باستانی ، هورمون های شادی بیشتری دریافت کنید باید یاد بگیرید که زیربنای ان را ایجاد کنید که خوشبختانه اسان و مجانی است . ( در مقالات بعد بیشتر درباره بدست گرفتن این کنترل صحبت خواهیم کرد)

تمام کاری که لازم است بکنید این است که روی چیزهای خوب بنا را بسازید و سکونت کنید . هر زمان که به چیز خوبی فکر میکنید ، مسیرهای الکتریکی را که به ترشح هورمون های شاد منجر میشود ، تقویت میکنید.

با تمرین کردن میتوانید چرخه های شاد را در مغزتان توسعه دهید . تنها کافیست که با فکر کردن به پیروزی های کوچک یا بزرگی که داشته اید ان را تغذیه کنید .

ممکن است “انتخاب کنید” که این کار را نکنید . شاید تصور میکنید که دیگران باید شما را خوشحال کنند ، مادرتان ، همسرتان ، دوستانتان… منتظرید تا نیمه گمشده تان از راه برسد و شما را برای همیشه خوشحال کند . یا شاید این طور بزرگ شده اید که خوشحال بودن یک ضعف است و باید در همیشه در سختی و مشقت باشید تا احساس ارزشمند بودن بکنید یا باید ناراحت ، اندوهناک و در سوگ باشید تا دیگران به شما توجه کنند و شما را دوست داشته باشند . همه این ها تربیت یافته و پرورش یافته است . مغزتان در حین بزرگ شدن یاد گرفته است که برای تضمین بقای بهتر و بیشتر باید اعمال و احساسات خاصی ترشح کند تا زنده بماند . اما خبر خوب این است که میتوانید این برنامه ریزی را تغییر دهید و هرطور که میخواهید از اول بنویسید . مغزتان یک حافظه است و میتوانید انتخاب کنید که اپ های قدیمی به اشتباه نصب شده اند و میخواهید بجای اپ دیت کردن قدیمی ها ، ان ها را پاک و اپ های خودتان را روی ان نصب کنید.

اغلب افراد تصور میکنند که اگر ان چیزی را که میخواهند داشته باشند خوشحال خواهند بود .خانه ، ماشین ، جواهرات یا … اما داشتن تمام  ان چیزهایی که میخواهید داشته باشید ، هم شما را خوشحال نخواهد کرد زیرا مغز شما برای رشد کردن و بزرگ شدن بی حد و مرز ساخته شده است . اگر تمام ان چیزهایی را که امروز میخواهید داشته باشید بزرودی مغزتان وارد مرحله بالاتری میشود و خواسته های جدیدتری میچیند ، درست مثل بازی کامپیوتری. و بدلیل خواسته های جدیدتر ، احساس های ناامیدی، بی کفایتی ، استرس ، عصبانیت ، محرومیت و سایر احساس های منفی نیز همراه با ان ، چرخه جدید را شروع میکنند.

بجای دور زدن های مکرر در این چرخه قدیمی و تنها بزرگ کردن این دایره با گذشت زمان ، میتوانید دایره را پاک کنید و چرخه جدیدی بسازید. همچنان که به سمت خواسته هایتان قدم برمیدارید ، یادبگیرید که از خودتان بابت پیروزی های بزرگ و کوچک قدردانی کنید ، موهبت هایی را که همین الان هم دارید ، سلامتی ، خانواده، دوستان، امنیت جانی و خیلی موهبت های دیگری را که دارید هر روزبشمارید و ببینید که چقدر ثروتمند و خوشبخت هستید .

One thought on “احساس خوب داشتن یک مهارت اکتسابی است – برنامه ریزی دوباره مغز

Leave a Reply

Your email address will not be published.