درصد زیادی از زندگیم  ، من با نکته ها و نصیحت های رشد فردی دست و پنجه نرم کرده ام . به مفهوم ها و ایده های زیادی برخورده ام و چندتایی هم خودم کشف کرده ام . اما یکی از مهم ترین هایی که تابحال دیده ام همین قانونی است که الان درباره اش میخوانید :

عمل تنها معلول و نتیجه انگیزه نیست ، بلکه علت ان نیز هست.

اغلب مردم تنها وقتی دست بکار میشوند و عملی را انجام میدهند ، که سطح مشخصی از انگیزه را احساس کنند؛ و تنها وقتی با انگیزه هستند که یک نوع الهام احساسی دریافت کنند.

انها تنها وقتی در رابطه با خواندن برای امتحان انگیزه دارند که از عواقب ان بترسند . تنها وقتی یک ساز را انتخاب میکنند و ان را یاد میگیرند که توسط دیگرانی که میتوانند برایشان ساز بزنند ، الهام و انگیزه بگیرند. همه ما در زمان هایی بدلیل نبود انگیزه سستی وتنبلی بخرج داده ایم ، خصوصا در زمان هایی که نباید. ما نسبت به هدف خاصی که برای خودمان تعیین کرده ایم گاها احساس تنبلی و بی تفاوتی میکنیم ، زیرا انگیزه و حس و حال شروع کردن یا تمام کردن چیزی را نداریم. رویه ای که در ما معمول است به این شکل است :

الهام احساسی ->  انگیزه  ->  عمل

اما یک مشکل با این رویه وجود دارد : اغلب تغییرات و اعمالی که نیاز داریم در زندگیمان صورت دهیم از احساسات منفی الهام گرفته میشوند که همزمان همان ها ، مانع عمل کردن ما هم میشوند .

برای مثال ، اگر یک نفر میخواهد که رابطه اش را با مادرش تعمیر کند ، احساسات ( رنجش ، صدمه ، ممانعت ) کاملا با اعمالی که لازم است صورت گیرد تا رابطه تعمیر شود در تضاد است ( روبرو شدن ، صداقت بخرج دادن ، ارتباط برقرار کردن). اگر یک نفر میخواهد که وزن کم کند اما از بدنش خجالت میکشد ، رفتن به باشگاه دقیقا به احساساتی خلاف چیزی که در ابتدا او را روی کاناپه خانه نگه داشته بود، نیاز دارد . ضربه های گذشته ، انتظارات منفی ، احساس گناه ، شرم و ترس اغلب مارا از اعمالی که لازم است انجام دهیم تا به همان ضربه ها ، انتظارات و احساسات منفی غلبه کنیم ، باز میدارند .

انگیزه چگونه کار میکند ؟


نکته ای که درباره زنجیره انگیزه ای که در بالا نشان دادیم وجود دارد اینست که تنها یک زنجیر سه قطعه ای نیست ، بلکه یک “حلقه ی بی پایان” است :

الهام ->  انگیزه ->  عمل ->  الهام ->  انگیزه ->  عمل -> ….

اعمال شما ، الهام و عکس العمل های احساسی بیشتری ایجاد میکند که باز هم منجر به اعمال ایندتان میشود. با استفاده از این دانش ، میتوانیم این ترتیب را در دیدگاهمان طور دیگری بچینیم :

عمل ->  الهام  -> انگیزه

نتیجه این میشود که اگر برای انجام دادن تغییر مهمی در زندگیتان انگیزه ندارید ، فقط یه کاری بکنید ، هر کاری ؛ و سپس از عکس العمل ان عمل میتوانید استفاده کنید و به خودتان انگیزه دهید . این قانون خصوصا زمانی بهتر کارایی را دارد که افراد توسط ، ترس هایشان ، منطق بافی هایشان و بی حسی نسبت به عمل کردن فلج شده اند .

چیزی که من فهمیده ام اینست که به محض اینکه کاری میکنند ، حتی کوچکترین کارها ، خیلی زود همان عمل ساده به انها الهام و انگیزه میدهد که کار دیگری بکنند و یک سیگنال به این مضمون برای خودشان ارسال میکنند ” اوکی ، این را انجام دادم، فکر کنم بتوانم یکی دیگر هم انجام دهم ”  و به ارامی از انجا شروع میشود.

چطور میتوانیم برای هرچیزی انگیزه پیدا کنیم ؟


در طول این سالها ، خودم قانون ” ی کاری بکن ” را در زندگی شخصی ام بارها و بارها اعمال کرده ام.

واضح ترین مثال انها ایجاد و راه اندازی همین سایت بود. من برای خودم کار میکنم. رییسی ندارم که بمن بگوید چه کار کنم و چه کار نکنم . غالبا باید ریسک های حساب شده ی بزرگی در چیزهایی بکنم که مستقیما خودم را در انها سرمایه گذاری کرده ام ، چه مالی چه احساسی ( مثل ماه ها نوشتن یک کتاب ، برندسازی جدید کل سایت ، قیمت گذاری ها وغیره ). در این زمان ها حجم زیادی از شک ، عدم قطعیت و ترس ناشی از بلاتکلیفی و نااگاهی بر من چیره میشود .، و زمانیکه کسی اطرافتان نیست تا هلتان بدهد ، نشستن و کل روز فیلم دیدن خیلی راحت میتواند گزینه  بسیار جذاب تری بنظر برسد .

اوایل زمانی که برای خودم کار میکردم ، هفته ها میگذاشت بدون اینکه واقعا کار زیادی انجام دهم تنها به این دلیل که درباره اینکه باید چکار کنم و از کجا شروع کنم استرس و اضطراب زیادی داشتم ، بیخیال شدن و طفره رفتن خیلی راحت بود .اما خیلی زود متوجه شدم که مجبور ساختن خودم به انجام یک کار هرچند هم کوچک ، موجب میشد که کارهای بزرگتر و ترسناک تر بسیار راحت تر و شدنی تر بنظر برسند . اگر میبایست که کل سایت را از اول طراحی کنم بخودم میگفتم که ” اوکی، الان تنها تیتر را طراحی میکنم ” اما زمانی که تیتر تمام میشد ، میخواستم که قسمت دیگری را هم بازسازی کنم و قبل از اینکه متوجه شوم ، انقدر انرژی داشتم که کل پروژه را انجام دهم.

از این قانون در زندگی شخصی ام هم استفاده میکنم . اگر باید پروژه ای را انجام دهم که درباره اش استرس دارم ، یا اینکه در یک شهر غریبه هستم و باید خودم را کمی هل دهم تا بیرون بروم وبا مردم صحبت کنم، از قانون ” یه کاری بکن ” استفاده میکنم. بجای اینکه منتظر بمانم تا ماه از پشت ابر بیرون بیاید و احساس کنم الان حس این کار هست ، تصمیم میگیرم که تنها روی یک بخش کوچک کار کنم یا مثلا بیرون بروم و یک قهوه بخورم تا ببینم چه پیش می اید . خود این عمل های  کوچک اغلب اوقات موتورم را روشن میکند.

معلم ریاضی مان در مدرسه همیشه میگفت” اگر نمیدانید چگونه یک سوال را حل کنید ، شروع کنید و چیزی روی کاغذ بنویسید ، هرچیزی … کم کم مغزتان شروع به کندوکاو و پیدا کردن جواب میکند ” و واقعا هم که تا به امروز درست کار کرده است . خود عمل منجربه فکر ها و ایده های جدیدی میشود که منجر میشود ، مسائل زندگیمان را حل کنیم ، درحالیکه هرگز با نشستن و فکرکردن به ان ، هیچ ایده ای سراغمان نمی اید.

اخیرا درباره نویسنده ای شنیدم که بیشتر از 70 رمان نوشته بود.یک نفر از او پرسید که چگونه موفق شده است که هرروز باانگیزه بماند و بطور مداوم بنویسد، چون نویسنده ها به طفره رفتن و مبارزه کردن با موانع اغاز و پایبندی به نوشتن معروف هستند . رمان نویس جوا داد ” هرروز 200 لغت چرند ، همین “

نکته این است که اگر او هرروز خودش را وادار میکرد که حتی چرند هم شده ، 200 لغت بنویسد ، دیر یا زود ، عمل نوشتن به او انگیزه میداد و قبل از اینکه متوجه شود هزاران لغت روی کاغذ اورده بود .

هرچقدر که زمان بیشتری سپری میشود ، بیشتر متوجه میشوم که موفقیت در هر چیزی، کمتر به دانش و استعداد بستگی دارد و بیشتر نتیجه اعمالی است که از دانش و استعداد می اید. میتوانید در کاری موفق شوید بدون اینکه حتی دقیقا متوجه باشید که چکار میکنید یا برای ان برنامه ریزی و هدف گذاری کرده باشید ، میتوانید در چیزی موفق شوید بدون اینکه در ان استعداد داشته باشید . اما هرگز نمیتوانید در کاری موفق شوید بدون اینکه در ان دست به اقدام و عمل کردن بزنید . هرگز

One thought on “قانون ” یه کاری بکن” : چگونه انگیزه پیدا کنید و دست بکار شوید

  1. سلام. خوشحالم که چند روزه با سایت شما آشنا شدم. چند هفته بود که به خاطر بیماری جسمی حسابی درگیر و افسرده بودم. الان که رو به بهبودی هستم دارم مقالات سایت شما را میخونم. واقعا و بی اغراق فوق العاده است. به زبان ساده و روان. من یک دبیر هستم. و دوست دارم بعد بهبودیم، درباره نوشته شما با دانش آموزانم صحبت کنم. خواهش میکنم در جوابم ایمیل دهید تا چند سوال دیگر در این زمینه بپرسم. متشکرم

Leave a Reply

Your email address will not be published.