میخواهم امروز یک مقاله بنویسم درباره وضعیت رایج ، یعنی فلج تحلیلی ( analysis paralysis )

میخواهم افراد بدانند فلج تحلیلی یا اطلاعاتی چیست و کی و چگونه ان را انجام میدهند . میخواهم بفهمند که گاهی هوش و اطلاعات انها به عوض کمک کردن برای رسیدن به اهدافشان انها را از ان دور و منحرف میکند ، بدون اینکه خودشان هم متوجه این خیانت بزرگ شوند .

اما چطوری به یک نفر اطلاع میدهید که اطلاعات پردازی بیش از حدشان تنها برای دوری کردن از مشکلات احساسی شان است ، مشکل اصلی شان ؟

چطوری به انها میفهمانید که کی دارند همه چیز را تنها از طریق یک لنز تحلیل و انالیز میبینند ؟ چطوری به انها نشان میدهید که تمام برنامه ریزی ها ، مطالعه کردن ها و روش های استراتژیک چیدن هایشان وسیله ای بوده که از اهدافشان دوری کنند بجای اینکه انها را به اهدافشان برساند؟ چگونه مرز بین برنامه ریزی به حد کافی و برنامه ریزی بیش از حد را نشان میدهید ؟ اصلا ان مرز کجاست؟

من فکر میکنم مرز بین تحلیل و بیش- تحلیلی جاییست که تفکر و تحلیل بیشتر ، احتمال عمل کردن را عوض اینکه بالا ببرد ، پایین می اورد .

اما یک نوع اگاهی درونی برای تشخیص ان وضعیت لازم است . ممکن  است افرادی که بیشتر از همه از احساساتشان فاصله گرفته اند این ایده را تنها دعوت دیگری به تحلیل بیشتری از افکار و اعمال خودشان ببینند تا اینکه با اضطراب و احساساتی که در ان زیر نهفته گلاویز شوند . و به این شکل این بار هم از هدفشان منحرف شوند .

امیدوار بودم میتوانستم خودم به نحوی در خود اگاهی هر خواننده نفوذ کنم و به انها نشان دهم که بیش- فکری و بیش – تحلیلی شان تنها باعث میشود که مسائل پیچیده تر و دشوارتر از چیزی که واقعا هستند، بشوند . بفهمند که ان ممانعت و خودداری، اشغال ذهنی غیر ضروری و نشخوار فکری ، تنها اراده ی انها را به عمل کردن میخشکاند.

بنظرم بهترین تکنیک برای این کار بازی با دیدگاه ها است . اول افکار و دیدگاه شخص و سپس یک تصویر از بالا از طرف شخص سوم نسبت به این دیدگاه ها که بخوبی طرز کار این بیش – تحیلی ها را نشان دهد . یک اثر پست مدرن !

ولی چند پاراگراف باید بنویسم ؟ تحقیقات نشان میدهند که خواننده ها بعد از خواندن 500 کلمه خسته میشوند و از مطلب کنده میشوند ولی تجربه خودم نشان میدهد که حتی  مقاله های 2000 کلمه ای بیشتر از بقیه محبوب بوده اند و به اشتراک گذاشته شده اند. به شکل معقول یک مقاله درباره بیش – تحلیلی باید کوتاه باشد اما تکنیک بازی با دیدگاه ها که در بالا بیان کردیم خودبخود باعث میشود طولانی تر از مقاله های دیگر شود که بتواند پیام را به خوبی برساند .

و بجز اینها هم بحث لغات و واژه ها میماند . ایا باید از کلمات قلمبه سلمبه ، فلسفی و فانتزی استفاده کنم یا اینکه ساده و مختصر بروم سر اصل موضوع ؟ من همیشه درباره خوانایی مقاله ها نگرانم . از ان دست افرادم که تمایل دارم جمله های طولانی و پیچیده و کلمه های جدید بنویسم و میترسم که این مطلب باعث شود ارتباط بعضی خواننده ها با مقاله قطع شود و خسته شوند . کسی چه میداند شاید اگر مثل یک بچه 15 ساله مینوشتم ، خواننده هایم دو برابر میشدند ! باید از نرم افزار های سنجش خوانایی استفاده کنم سپس انها را با مقاله های محبوب و شیوه نگارش انها تطبیق دهم تا به سطح متوسط دانش و مهارت خواندن بیشتر خواننده هایم برسم و نوشته هایم را در ان حد نگه دارم .

و اوه … البته . بعد از ان میماند قضیه فونت ها . تحقیقات نشان میدهد که فونت  Arial  از همه خواناتر است اما احساس میکنم درمورد این یک مقاله فونت  Serif  واضح تر میتواند بیش – فکری درباره مسائل ساده را نشان دهد و البته رزولوشن تصویر هم مهم است که باید در نظر گرفته میشود . تصور میکنم بیشتر خواننده هایم از قشر جوان هستند که از صفحه های کوچک استفاده میکنند ، اما بهتر نیست باز هم جانب احتیاط را رعایت کنم و رزولوشن سایر تصویرها را هم در نظر بگیرم؟

میدانید خوانایی برایم من خیلی مهم است . من واقعا واقعا واقعا میخواهم که خواننده هایم بدانند بیش – فکری خیلی غلط است و اینکه باید صاف و مستقیم بروند سر اصل مطلب و از اشتباهاتشان درس بگیرند .

و بله … یک مورد دیگر هم تکنیک های فرمت دهی است . مثلا لیست ، تیترهای بولد شده و بزرگ استفاده کردن ، فاصله و شماره گذاری کردن ها و یا جدا کردن پاراگرف های مختلف با دو تا خط قشنگ …

و دست اخر میماند عنوان … این چطور است ؟

” 7 چیز که نشان میدهد زندگیتان را بیش- فکری میکنید “

یا این یکی ” 5 موقعیت که فکر میکنید پیچیده هستند درحالی که نیستند “

یا ” ده دلیل برای اینکه ثابت کند مغزتان دارد زندگیتان را خراب میکند “

اووووه … خیلی سخت شد .  این همه اطلاعات که باید در نظر گرفته شود .شاید بهتر باشد  مدلی چیزی طراحی کنم که تمام این اطلاعات مهم را که میخواهم در یک مقاله با موضوع بیش – فکری نکردن درباره نوشتن مقاله ها ، بنویسم در نظر بگیرم . باید اطلاعات را با  شیوه ای اسان – فهم دسته بندی کنم . بله این خیلی مهم است . به این شکل میتوانم بالاخره شروع کنم و بسرعت یک مقاله درباره معایب بیش – فکری بنویسم .

مدل باید سه بخش اصلی داشته باشد ، مقدمه ، تنه و نتیجه . یک پروسه قدم به قدم برای نوشتن و ساختار دهی صحیح تنه اصلی در نظر خواهم گرفت که یکدستی محتوا حفظ شود یا شاید هم بهتر است که مدل خودم را با سایت های دیگر مقایسه کنم و تکنیک های انها را با تکنیک های خودم ادغام کنم که بخوبی بتوانم فلج تحلیلی را برای خواننده هایم توضیح دهم. حالا که میخواهم درباره ان بنویسم بهتر است اول سری هم به کتابخانه بزنم و چنتا کتاب هم درباره طرز کارکرد بیش- فکری وشیوه های جلوگیری از ان بخوانم . هیچ خوشم نمی اید مقاله هایم ابکی و سطح پایین باشند .

خسته شدم …  فعلا برای الان بس است . کمی هوای تازه میخواهم . میروم بیرون چرخی بزنم و بعدا می ایم و شروع میکنم به دسته بندی اطلاعاتی که برای شروع کردن لازم دارم!!


اغلب اوقات افراد از سر استرس ، اضطراب و یا ترس از اشتباه کردن موقعیت های ساده را میگیرند و انها را بیش از حد پیچیده میکنند.

احساس میکنند اگر چیزی دشوار است به این دلیل است که اطلاعات ، دانش و مهارت کافی برای برخورد با ان را ندارند …  نه اینکه ممکن است از لحاظ احساسی برایشان دشوار باشد .

روزها و روزها درباره ان اطلاعات جمع میکنند ، برنامه ریزی میکنند و تحلیل میکنند چون به این طریق این توهم بهشان دست میدهد که حالا بلدند ان را چگونه انجام دهند پس دیگر دشوار نخواهد بود ، درحالیکه ریشه مشکلات همچنان به قوه ی خود باقی است .

بیش – فکری از ما دربرابرحقایق تلخی مثل اینها محافظت میکند : یک نفر جوابتان را نمیدهد به این دلیل ساده که انقدر ازتان خوشش نمی اید که برایتان وقت خالی کند ، این حقیقت ساده که هیچ تضمینی وجود ندارد که بیزنستان برایتان درامدزایی کند، که مهم نیست وقتی یک نفر را میبینید چه به انها میگویید همیشه این احتمال وجود دارد که به سینه شما دست رد بزنند ، که مهم نیست چقدر تمام دقایق تعطیلاتتان را دقیق و کامل برنامه ریزی کرده اید ، همیشه بخشهایی وجود دارد که بهتان خوش نمیگذرد .

فلج تحلیلی باعث میشود که از یک موقعیت احساسی دشوار اجتناب کنیم ، با این توهم که با تحلیل و فکر کردن به ان داریم کاری برایش میکنیم . ذهنمان ما را فریب میدهد و وارد توهم تلاش و پیشرفت میکند بدون اینکه واقعا تلاش و پیشرفتی انجام گرفته باشد ، تنها برای اینکه روبرو شدن با ان موقعیت ترسناک را عقب بیندازیم.

اغلب درست ترین توضیح ، همان ساده ترین توضیح است.

جوابتان را نمیدهند چون از شما خوششان نمی اید . تنها راهی که میتوانید بفهمید ایا بیزنستان کار میکند یا نه این است که ان را امتحان کنید . تا وقتی که با یک نفر صحبت نکرده اید نمیفهمید که از شما خوششان می اید یا نه . تا وقتی که به تعطیلاتتان نرفته اید نمیدانید که ایا به شما خوش خواهد گذشت یانه …

فقط فکر کردن را متوقف کنید و عمل کنید .

2 thoughts on “فلج تحلیلی : بی تصمیمی در اثر تحلیل بیش از اندازه و نشخوار فکری

  1. این سایت شامل بهترین مقالات در زمینه موفقیت شخصی است

Leave a Reply

Your email address will not be published.