ما اغلب چیزهای زائد زیادی را اطرافمان نگهداری می کنیم ، فقط به این دلیل که مبادا روزی به انها نیاز داشته باشیم . به انها چسبیده ایم زیرا ممکن است در ” یک روز دور فرضی که هنوز وجود خارجی ندارد”! به انها نیاز پیدا کنیم . این همه ترسی که از نیازهای اینده مان داریم ( اینده ای که هنوز معلوم نیست ، بیاید یا نه یا چگونه خواهد امد)  تنها خانه ها و اطرافمان را تبدیل به اشغال دانی ” محض احتیاط ” ها کرده است . ما بندرت از ” فقط  محض احتیاط ” مان استفاده میکنیم . انها یک جا می مانند ، فضا را اشغال میکنند ، راه ها را میبندند و با وزنی که دارند ما را پایین میکشند . اکثر اوقات حتی واقعا به “محض احتیاط ” هایمان هرگز نیازی پیدا نمی کنیم .

این قانون نه تنها درباره اشیا و ابزار اطرافمان  ، بلکه در رابطه با ارتباطات ، افکار ، معلومات ودانش ، پول ، غذا ، داروها ، مدرک های تحصیلی و هرچیز دیگری میتواند صدق کند .

کمد ما پر از لباس هایی است که قدیمی شده اند یا به انها علاقه ای نداریم ، اما همچنان انها را نگه می داریم مبادا یک روز در عروسی باجناق پسر خاله مادر شوهرمان به ان نیاز داشته باشیم ، کیف ابزارمان را پر از پیچ گوشتی و میخ و اره هایی می کنیم که پنج سال یک بار برای تخته کردن در و پنجره از ان استفاده میکنیم .

ما دورمان را پر از ادم هایی میکنیم که علاقه ای به انها نداریم ، مزاحم هستند و گاهی اعصاب خرد کن . تنها به این دلیل که مبادا یک روز به انها نیاز پیدا کنیم .

ذهنمان را پر از اطلاعاتی میکنیم که درحال حاضر به انها هیچ نیازی نداریم و اتلاف زمان کامل هستند ، اما از ترس اینکه مبادا یک روز در بیابانی نیاز داشته باشیم بدانیم سر مار زنگی را چگونه باید از بدنش جدا کنیم ، یا اینکه اگر موجودات فضایی به زمین امدند چگونه باید با انها ارتباط برقرار کنیم ، مغزمان را پر از اطلاعات بیخود و جورواجور می کنیم … هرروز تحت فشار هجوم اطلاعاتی دنیا !

همه این ” محض احتیاط ” ها از ما انرژی میگیریند . برای ساکن شدن در زندگی ما، در افکار ما ، در دایره توجه ما ، فضا میطلبند و ما از سر ترس هایمان ، فضایی را به ان اختصاص می دهیم ،  که متعلق به چیزهای بارزش تر و بسیار گرانبهاتری است که همین امروز هم بهشان نیاز داریم ؛ مثل دوستان خوب ، احساس خوشبختی و لذت از حال.

در عوض اگر “محض احتیاط “ها را  از زندگیمان حذف کنیم ، میتوانیم ان ها را  از سر راه برداریم و فضایی که مصرف کرده اند را پس بگیریم.

در این سالهای اخیر من بیخیال خیلی از چیزهایی شده ام که با خودم تصور میکردم ” بهتر است ان را نگه دارم … فقط محض احتیاط “

در خانه ام ، روابطم ، چمدان سفرهایم ، اطلاعات و افکار مغزم …. اطمینان پیدا میکنم که چیزی را تنها محض احتیاط برنداشته ام .

سپس قانون 20/20 را اجرا میکنم .

طبق این قانون ، هرچیزی را که ندارم و درصورت نیاز میتوانم در کمتر از 20 دقیقه و نهایتا با 20 هزار تومان تهیه کنم ، با خودم حمل نکنم . جالب اینجاست که بجز یکی دو مورد تا بحال هرگز به ان ها نیازی پیدا نکرده ام و هیچ هم دلم برای ” محض احتیاط ” هایم تنگ نشده است . بدون ان ها احساس ازادی بیشتری میکنم و با خیال اسوده می توانم به مسائل مهم تر زندگیم بپردازم . این قانون 99% مواقع ، برای 99% چیزها و درباره 99% افراد صدق میکند . حتی شما .

در زمان های خیلی دور ، تعداد مالکیت ها بسیار کم ولی همگی ضروری و مهم بودند . انسان ها تنها وقتی چیزی را احتیاج داشتند ، میساختند ، شکار میکردند وقتی گرسنه بودند ، خانه درست میکردند وقتی که سردشان بود ، ابزار میساختند وقتی که به ان نیاز داشتند ، توجه انها ها کاملا معطوف به حال بود . برنامه ریزی برای اینده و پیش بینی نیازها و مسائل اینده و تدارک دیدن برای انها اگرچه باعث شده امنیت و اسایش بیشتری داشته باشیم ، اما این برنامه ریزی ها و وسواس بیجا داشتن درباره داشتن اینده ای بی نقص و ایراد ، حال را از ما گرفته و بجای ان افکار و به طبع زندگی هایی درهم و برهم و پر از استرس های غیر ضروری برایمان اورده است .

یک لیست از چیزهایی که تا شش ماه اینده به انها واقعا نیاز دارید تهیه کنید و از شر بقیه خلاص شوید ، نگران نباشید و از تعداد ایتم هایتان کم کنید ، شما به انها احتیاج ندارید تا زندگی کنید ، بدون خیلی از انها باز هم براحتی میتوانید به زندگی ادامه دهید یا مشکلتان را به وقتش با جایگزین دیگری حل کنید . هرچیزی که تصور میکنید نیاز دارید ، با کمتر از ان هم میتوانید براحتی زندگی کنید .

این مواقع همیشه یاد فیلم باشگاه مشت زنی می افتم . دو عد تی شرت ، یک شلوار ، دو جوراب ، یک کیسه خواب ، یک ظرف غذا و قاشق ، تمام چیزی است که نیاز دارند تا با ان زندگی کنند . اگرچه خیلی از ما این روزها نمی توانیم به این شدت زندگی کنیم ، اما مثال خوبی است تا باعث شود ، مرزهای ذهنیمان کش پیدا کند ، تا بدانیم که واقعا با خیلی کمتر از خرت و پرت هایی که دور خودمان جمع کرده ایم هم میتوانیم زندگی کنیم ، حالا بسته به شرایط زندگی و کارتان چیزهایی که مالکشان هستید ، میتوانند متنوع و متفاوت باشند . ممکن است کارتان تنها با یک کامپیوتر و یا گوشی هم اداره شود .

خودتان را از شر همه این چیزهای اضافه خلاص کنید که مدام بهتان میچسبند و انرژی را از درونتان میمکند ، و یا اجازه دهید تا ترس ها و نگرانی های ایندتان ، جای مسائل مهم تر و احساس خوش حالی الانتان را بگیرند.

One thought on “فقط محض احتیاط ، زندگیمان را تبدیل به اشغال دانی نکنیم

Leave a Reply

Your email address will not be published.