در دریای غول اسای بیزنس های اینترنتی ، شانس دیده شدن و جذب کردن همه افراد تقریبا هیچ است . بیزنس های موفق از اینکه به همه افراد خدمت رسانی کنن دست کشیده اند . انها به سمت قشرها و گروه های کوچک تری میروند که در رقابت بزرگتر باشند و حرفی برای گفتن داشته باشند .

اگر به اندازه کافی وبلاگ ها یا بیزنس های انلاین را مطالعه کرده باشید، بزودی متوجه میشوید که باید مخاطبانتان را محدود کنید و یک نیچ (بازار خاص و جزء) برای فروش پیدا کنید . اما اینکه چگونه نیچ مارکت تان را پیدا کنید و سپس یک بازار برای ان انتخاب کنید ، چیزی نیست که برای همه ما کار راحتی باشد ، خصوصا اگر علایق ما مستقیما در رابطه با مثلث مقدس نیست ( سلامتی و فیتنس – ارتباطات – مالی )

من به بعضی ها نگاه میکنم ( مثل  abby kerr که خودش را با یک نیچ جهانی برند کرد ) و تعجب میکنم چگونه از همان ابتدا انقدر متمرکز کارشان را شروع کرده اند! من اینگونه نبودم. ممکن است شما هم نباشید .

اما بقیه ما چگونه میتوانیم ان را انجام دهیم ؟ چگونه میتوانیم از فلج تحلیلی که ما را پایین نگه میدارد ، عبور کنیم ؟

بگزارید بگویم من چکار کردم.

منابعتان را شناسایی کنید


اگر ایده تان از یک بیزنس اینست که به صفحه مانیتور خیره شوید و به این فکر کنید که باید درباره چه چیزی وبلاگ بسازید ، همینجا دست نگه دارید ! ( میدانم مردم این کار را میکنند ، از انجایی که خودم هم زمانی انجا بوده ام ) . اول از همه وبلاگ یک بیزنس نیست : “یک ابزار فروش و بازاریابی برای یک بیزنس است “. اگر بیزنسی پشت وبلاگتان نیست که ان را حمایت کند ، وبلاگ تنها هیچ وقت ثروتمندتان نمیکند.

برای انتخاب یک نیچ مارکت و شروع کردن بیزنستان ، نیاز دارید که منابعی را که برای شما قابل دسترس است شناسایی کنید . این منابع در فرم های توانایی ها ، قدرت ها و علایق و نیازهای دیگران می ایند.

بیایید نگاهی بیندازیم به این که چگونه باید این منابع را شناسایی کرد. پیشنهاد میکنم که یک فایل برای نگه داری و اپدیت کردن مداوم این منابع تشکیل دهید که همیشه در دسترستان باشد (    google Doc انتخاب خوبی است یا دفترچه گوشیتان ، باید هرزمان که نیاز داشتید دم دستتان باشد نه اینکه روی یک کاغذ به دیوار اتاقتان سنجاق شده باشد )

1-   توانایی های شما چه هستند ؟


چیزهایی وجود دارند که همین الان هم میدانید باید چگونه انجام دهید. خیلی وقت ها ما سعی می کنیم که توانایی هایمان را از همان اول با عنوان ” چه توانایی هایی دارم که میتواند پول ایجاد کند ؟ ” دسته بندی کنیم و گیر میکنیم . در عوض تنها یک لیست تهیه کنید از توانایی هایی که دارید ، بدون در نظر گرفتن فرصت های درامد زاییشان .

*- چه کاری را میتوانید بخوبی انجام دهید ؟

*- ایا چیزهایی هستند که به دیگران یاد داده باشید چگونه انجام دهند؟

*- چه چیزهایی را میتوانید در رزومه یا بیوگرافی LinkedIn خود بنویسید ؟

ممکن است در لیستتان چیزهایی از قبیل برنامه نویسی ، مهارت های فنی ، مهارت های ارتباطی و … باشند .

مراقب باشید که این لیست را با کارهایی که “دوست داشتید ” میتوانستید انجام دهید ، اشتباه نگیرید ، انهایی را بنویسید که توانایی های خودتان هستند .  اما میتوانید در لیستی جداگانه چیزهایی را که ” دوست دارید ” در انها خوب باشید را یادداشت کنید . اگرچه این منبعی نیست که درحال حاضر داشته باشید ، اما  اگر اصرار دارید که انها را داشته باشید ، باید مقداری صبر کنید و زمان صرف کنید تا انها را یاد بگیرید ، اگر بخواهید میتوانید هرچیزی را یاد بگیرید ( اگرچه شخصا پیشنهاد میکنم از منابعی که همین الان در دست دارید و قبلا ثابت کرده اید که درانها استعداد و توانایی دارید استفاده کنید ، خیلی اوقات تصور میکنیم که در کاری خوب خواهیم بود ولی درعمل ، نتیجه چیز دیگری است )

2-   قدرت هایتان کدام ها هستند ؟


ممکن است فکر کنید که قدرت هایتان همان توانایی هایتان هستند ، اما اینطور نیست . قدرت های ما لزوما انهایی نیستند که در رزومه کاریمان مینویسیم. ممکن است چیزهایی نظیر این باشند ” همیشه کاری میکنم که دیگران احساس راحتی کنند ” یا “حتی با سخت ترین غریبه ها هم میدانم چگونه یک مکالمه را ادامه دهم ” . این موارد ممکن است از چیزهایی که در رزومه تان مینویسید ناملموس تر ، غیر رسمی تر و حتی کمتر شناخته شده باشد ، اما غالبا بسیار اهمیت دارند . در رابطه با من ،  قدرت یادگیری سریع من چیزی است که در کارم بیشتر از هر توانایی دیگری در رزومه ام باعث پیشرفتم شده است. اگر در توانایی یا قدرت بودن چیزی شک دارید، میتوانید ان را زیر هردو بنویسید .

اگر نمیدانید و گیر کرده اید ، میتوانید از دیگران ، خصوصا اطرافیان نزدیکتان که بخوبی و برای مدتی طولانی شما را میشناسند ، بپرسید که بنظرشان در چه کاری خوب هستید . چیزی که میگویند را چه باور داشته باشید چه نه ، فعلا انها را به لیستتان اضافه کنید .

3-   علایقتان چه هستند ؟


این لیست جذاب تر است . حتی اگر هم نتوانسته اید چیزی در زیر لیست توانایی هایتان بنویسید اینجا میتوانید شانسی دوباره بخودتان بدهید و چیزهایی راکه دوست دارید یاد بگیرید، در نظر بگیرید :

*- چه چیزی را دوست دارید ؟

*- چه چیزی باعث میشود که شب تا دیر وقت درباره اش با یک نفرصحبت کنید یا ان را نشانش دهید یا سرگرم انجامش باشید ؟

*- چه چیزهایی را می بینید یا میخوانید؟

این یک لیست ازاد است ، میتوانید در ان تمامی علایقتان را بنویسید ، زمان بگزارید و از اینکه چیزهای عجیب و غریب و دست نیافتنی بنویسید نترسید ، فقط هرچه که از بچگی دوست داشتید و دارید را بنویسید ، من صبر میکنم !

برای هر منبع هرچند تا که میتوانید مورد بنویسید ، هرچه بیشتر بهتر. حتی ان ها که فکر میکنید خیلی کوچک و بی اهمیت هستند .  از هیچ چیز نگذرید .  ان را در دسترس قرار دهید تا اگر بعدا چیزی به ذهنتان رسید ، بتوانید ان را اضافه کنید .

4-   نیازهای دیگران


از میان گزینه های بالا ، مردم حاضرند بابت کدامشان به شما پول پرداخت کنند ؟

توانایی های بخصوصی وجود دارند که دیگران واقعا به ان نیاز دارند ، مثل مهارت های حوزه سلامتی ، نان ، پوشاک .  و چیزهایی که تنها از سر سرگرمی و تفریح بابت ان پول پرداخت میکنند ، مثل سیرک ، هواپیماهای درجه اول و خودکاری که با اشعه ماورا بنفش کار میکند ، اینها مواردی هستند که تنها عده ای که پول اضافه برای خرج کردن دارند ان را از شما میخرند . و توانایی های دیگری هم هستند مثل تکان دادن گوشتان یا چسباندن زبانتان به زیر چانه تان که اگر سر چهارراه بایستید و انجامش دهید شاید گه گاه سکه ای گیرتان امد . تفاوت بین اینها را باید بدانید .

*- مردم به چه چیزی احتیاج دارند ؟

*- چقدر حاضرند بابت ان پول پرداخت کنند ؟

*- شدت نیاز انها به ان چقدر است ؟

حالا چه ؟


لیست پاسخ هایتان را تحلیل کنید . این سوالات را زمانی که به چهارتا لیستتان نگاه میکنید ، در نظر بگیرید :

* – چه الگویی در انها میبینید ؟

*- چه چیزهایی در بین انها مشترک است ؟

*- چه ترکیبی از لیست درامده ، که قبلا به ان فکر نکرده اید ؟

*- چه چیزهایی بنظر برای دنبال کردن جذاب تر میرسند ؟

*- ایا چیزهایی هستند که در گذشته انها را با موفقیت انجام داده باشید ؟

لیست تان را به فردی که به نظرش اعتماد دارید ، نشان دهید . از انها بخواهید که ان را چک کنند تا اگر چیزی ازقلم افتاده به ان اضافه کنند و بپرسید که بنظرشان چه چیزی بیشتر از بقیه جلب توجه میکند ( نترسید و این کار را بکنید ، دیگران چون از بیرون ما را قضاوت میکنند ، اغلب چیزهایی را میبینند که خودمان متوجهشان نمی شویم یا تصور میکنیم که برای همه عادی است ، درحالیکه اینطور نیست)

دلیل اینکه خیلی از ما در انتخاب کردن یک نیچ گیر میکنیم ، این است که میخواهیم کامل ترین و بهترین گزینه را انتخاب کنیم . شما بهترین نیچ را “انتخاب”  نمیکنید ، یک انتخاب خوب را میگیرید واز ان بهترین نیچ را ”  میسازید “

صبر کردن بهترین راه برای کشتن یک بیزنس است ، انهم قبل از اینکه حتی شروع شود . هر نوع صبر کردنی خودکشی است ، صبر کردن برای بهترین ایده ، بهترین زمان و بهترین فرصت و …

یک ترکیب از توانایی ها ، قدرت ها ،علایق و نیازهای دیگران که بنظر مناسب و منحصر بفرد می رسد انتخاب کنید و تصمیم بگیرید که سریعا دست بکار شوید . اگر چیز خاص و منحصر بفردی پیدا نمی کنید همانی را که جذاب بنظر میرسد انجام دهید.

بهترین راه یاد گرفتن ، انجام دادن است .

این جادو جنبل نیست!


این تنها یک ایده نیست که از ناکجا به سرم زده باشد ، این همان روشی است که خودم شخصا با ان تصمیم گرفتم که کاری را که الان میکنم ، انجام دهم .

1- منابعتان را شناسایی کنید

2- یک ترکیب مناسب انتخاب کنید

3- شرع کنید به انجام دادن

اگرچه ساده بنظر میرسد ، اما اغلب مردم ان را انجام نمی دهند ….  شما اغلب مردم نباشید.

Leave a Reply

Your email address will not be published.