ایا شما هم از اینکه هر روز بلند شوید و سر کاری حاضر شوید که احساس علاقه و معنایی در شما ایجاد نمی کند ، خسته شده اید ؟

از اینکه به دلیل اشتیاقی که به انجام ان دارید نمی روید ، بلکه به این دلیل میروید که نانی روی میز بگذارید و سقفی را بالای سرتان نگه دارید ؟ شغل ما یک سوم زندگی ما را تشکیل میدهد و ما نیاز داریم که به کمک ان احساس کنیم که بعنوان عضوی از یک چیز بزرگتر، برای خدمتی تاثیرگزار کارو تلاش می کنیم، و واضح است که شما این احساس را از دست داده اید.

اولین چیزی که میخواهم بدانید اینست که تنها نیستید . حتی برعکس … اکثر افراد جامعه (بیشتر از 80% افراد ) تحت چنین شرایطی زندگی می کنند . درواقع افرادی که از شغلشان رضایت و معنا دریافت کنند، حتی در اقلیت هم هستند . به همین دلیل نیز از صد درصد توانایی ها و پتانسیلشان برای انجام کارها استفاده نمی کنند.

اگر شما انقدر خوش شانس هستید که جز 20 درصد دیگر هستید ، برایتان ارزوی موفقیت می کنیم و میتوانید از ادامه خواندن صرف نظرکنید . اما اگر شما نیز جز 80 درصد هستید (که حدس میزنم باشید) شاید وقتش است که بفهمید واقعا به چه چیزی علاقه دارید و این علاقه را تبدیل به حرفه و راهی برای ایجاد درامد کنید . اگرچه پروسه تبدیل علاقه و توانایی ها به راهی برای امرار معاش ، پروسه کوتاه و ساده ای نیست ولی در ادامه شش قدم ضرورری را میخوانید که به شما کمک میکند این موضوع را عملی کنید :

1-   علاقتان را پیدا کنید


 به چه چیزهایی علاقه دارید ؟ چه چیزی است که بطور طبیعی و بدون اجبار حتی تا دیروقت انجام میدهید ؟ چه موضوعی را در شبکه های اجتماعی تان دنبال می کنید؟ طبق گفته دیگران در چه چیزی خوب هستید ؟ حتی اگر فکر میکنید خیلی چیز عادی ، جزیی و بی اهمیتی است ، ان را بنویسید.

پیش از ادامه ، نکته ای هست که باید بدانید و ان تفاوت بین سرگرمی و علاقه کاری  است . بهتر است قبل از اینکه به سرتان بزند که کارتان را بدلیل چیزی که تصور میکنید به ان علاقه دارید رها کنید ، تفاوت این دو را در نظر بگیرید .

برای مثال ، تنها به این دلیل که از نقاشی کردن لذت میبرید به این معنا نیست  که باید کارتان را رها کنید و نقاشی را تبدیل به حرفه اصلی تان کنید . ممکن است  در گرافیک توانایی و استعداد بالاتری از دیگران داشته باشید زیرا از همان شاخص ها استفاده می کند اما از لحاظ کاری ، تقاضای بالاتر دارد و بیشتر مورد نیاز جامعه است . اگر در چیزی توانایی دارید تمام حوزه هایی که از ان توانایی استفاده می کند در نظر بگیرید و ببینید کدام یکی با نیازهای بازار مطابقت بیشتری دارد . یادتان باشد کسب درامد به معنی دریافت پول در ازای ارزشی است که برای دیگران خلق کرده اید ، محصول شما هرچقدر هم که زیبا و استثثنایی باشد اگر دیگران علاقه ای به خرید ان نداشته باشند پولی نیز گیرتان نمی اید .

2-   تقاضا را مشخص کنید


 پس از اینکه علاقه تان را تعیین کردید (  که احتمالا یکی نیست و بطور طبیعی چندتا هستند ، سعی کنید کمال گرا نباشید و تنها یکی را که تصور میکنید از بقیه شرایط بهتری دارد انتخاب کنید ) سطح تقاضایی که برای مهارت تان وجود دارد را بررسی کنید و یک زمینه را انتخاب کنید . انتخاب کردن حرفه ای با سطح تقاضای پایین و یا حتی حرفه ای که رقیبان بسیار زیادی در ان وجود دارد، ان هم با تجربه و سابقه های بسیار ، حتی اگر به ان علاقه داشته باشید ، ریسکی است . اگرچه تعداد بالای رقیبان نباید دلسردتان کند ، اگر واقعا به خودتان و توانایی هایتان ، انگیزه و تلاشتان اعتماد دارید ، کاملا ممکن است که خودتان را در بازار جا کنید و براحتی با دیگران رقابت کنید . البته تا زمانی که استراتژی های بازاریابی درستی دارید .

3-   تحقیق کنید


درباره اینکه برای راه اندازی حرفه خودتان در این زمینه چه چیزهایی نیاز است ، تحقیق کنید . شاید لازم است که ماشین الات و تجهیزات بخصوصی تهیه کنید ، یا از دانشگاه ، اموزشگاه های ازاد و یا فنی حرفه ای مدرکی تهیه کنید . ممکن است حتی افرادی را بعنوان منشی ، حسابدار ، وکیل و یا بازاریاب استخدام کنید و یا سرمایه گزار جذب کنید . از کسانی که قبلا در این کار بوده اند و این مسیر را رفته اند یک جلسه ملاقات بخواهید و پرس و جو کنید که انها این مسیر را دقیقا چگونه پیش رفته اند . اصول را یاد بگیرید . اشتباهات دیگران را تکرار نکنید . زمانی که دیگران ان اشتباهات را مرتکب شده اند و میتوانند در عرض یک ساعت شما را از وجود تمام پاله های ان اگاه کنند ، ساده انگارانه خواهد بود اگر شما باز هم چند ماه و یا سال را صرف یادگرفتن این اشتباهات کنید.

4-   یک نقشه تهیه کنید


یک نقشه با جزییات از قدم هایی که باید بردارید تا علاقتان را به یک فرصت کاری واقعی تبدیل کنید بنویسید . قبل از اینکه شغل قبلی تان را رها کنید و به سمت حرفه جدیدتان شیرجه بزنید ، تمام کارهایی که لازم است انجام دهید و هزینه ای که باید بپردازید را در نظر بگیرید . درصورت امکان همیشه یک نقشه جایگزین داشته باشید تا درصورتی که نقشه A  جواب نداد ، گزینه های دیگری روی میز داشته باشید . همیشه به یاد داشته باشید که نمیتوان بازار و نیازهای متغیر ان را بطور قطع پیش بینی کرد . فاکتورهای بسیار زیادی دخیل هستند . تنها میتوانید به مهارت ها ، اموزش ها و تلاشی که حاضر هستید بکنید، اتکا کنید.

5-   حرفه ای شوید


شاید در ابتدا با ارائه خدمات و یا محصولتان بتوانید اینجا و انجا پولی کسب کنید ، اما چنانچه میخواهید جدی گرفته شوید ، و جریان درامدی ثابتی از این طریق بدست اورید باید در کارتان یک متخصص و حرفه ای شوید . این تصور اشتباه را کنار بگزارید که تنها داشتن یک مهارت و حرفه کافی است ، باید مهارت تان قابل فروش و بازاریابی باشد . برای اینکار باید تکنیک های بازاریابی و فروش را یاد بگیرید ، اصول بیزنس و تجارت را بلد باشید تا بتوانید خودتان را بازاریابی کنید .

تنها یک متخصص و بلد کار بودن کافی نیست . اگر که دیگران ندانند چنین فردی جایی همین نزدیکی وجود دارد و میتواند نیازشان را رفع کند ، چگونه توقع دارید که خدمات شما را خریداری کنند ؟

یاد بگیرید که خودتان را با اصول تجارت وفق دهید . همانطور که در شغل فعلی تان هستید و یا در دانشگاه مشغول به تحصیل هستید ، این اصول را به مرور یاد بگیرید . اینترنت پر است از کتاب ها ، صوت ها ، کنفرانس ها و پیج هایی برای یاد گرفتن این اصول . هر روز زمان کوتاهی را به افزایش اطلاعاتتان حداقل در حوزه شیوه های بازاریابی حرفه خودتان اختصاص دهید . هرچه اطلاعات تان از دیگران بیشتر باشد ، بیشتر موقعیت هایی که در اطرافتان وجود دارد ، شناسایی می کنید .

6-   انعطاف پذیر باشید


قرار نیست که مسیرتان همیشه صاف و بدون دست انداز باشد .  بنابراین خودتان را برای زمین خوردن ها و یاد گرفتن ها اماده کنید . ممکن است حتی در طول راه به افراد و یا موقعیت هایی بربخورید و به این نتیجه برسید که بهتر است از اینجا به بعد نقشه تان را عوض کنید و تغییر مسیر دهید تا هدف تان را جایی دیگر بیابید .

 مشکلی نیست . تغییر همیشه اتفاق می افتد و باید یاد بگیرید مطابق با انها تغییر جهت دهید ، تنها کافی است که هدف اصلی تان را فراموش نکنید و بدانید در مسیر جدید نیز قادر خواهید بود از علاقه و توانایی هایتان استفاده کنید .

از انتقاد ها و توصیه ها استقبال کنید و همیشه بخاطر داشته باشید ، نه ها ، انتقاد ها و ایراداتی که از مشتری هایتان میگیرید ، از هر مربی بهتر عمل میکنند زیرا دقیقا شما را به سمت نقاط ضعفتان هدایت می کند …  چیزهایی که نیاز دارید یاد بگیرید و تغییر دهید . بنابراین این دیدگاه که نه به معنی هرگز است را همینجا چال کنید و در عوض زمانی که یک نه میشنوید دنبال ریشه مشکلات بگردید و ان را رفع کنید و دوباره خدمات و محصولتان را ارائه دهید . مطمئن باشید که به این شکل یکی از بهانه های مشتری ها را برای رد کردن شما و خدمات تان ، ریشه کن کرده اید .

تبدیل کردن علاقه تان به یک حرفه ، به انگیزه نیاز دارد ، از انجا که مشکلات بسیاری سر راهتان قرار خواهد گرفت و افراد بسیاری وجود خواهند داشت که به شما بگویند این کار خطرناک ، احمقانه و دور از عقل است ( احتمالا تنها به این خاطر که خودشان نتوانستند در زندگی این قدم را بردارند) گله ها و انتقادهایی که از سر ترس و ندانم کاری است از انتقاد های سازنده جدا کنید و تنها ان ها را که به پیشبردتان کمک میکند نگه دارید و بقیه را دور بریزید .

عجله نکنید، صبور باشید و هر روز یک قدم به سمت هدفی که دارید بردارید . خواهید دید که ثمره ی تلاش تان در نهایت میوه خواهد داد و میتوانید شغل فعلیتان را رها کنید و از ان پس کاری را انجام دهید که هر روز در شما اشتیاق ، معنا و حس هدفمندی ایجاد میکند …  چیزی که قطعا ارزش جنگیدن را خواهد داشت.

Leave a Reply

Your email address will not be published.