همه ما چیزهایی را میخواهیم که احساس خوبی میدهند . همه میخواهیم که یک زندگی بدون دغدغه ، خوشحال و اسوده داشته باشیم . که عاشق شویم ، رابطه های بینظیری داشته باشیم، زیبا و جذاب بنظر برسیم ، پول خوبی بهم بزنیم و معروف و محبوب باشیم . همه این را میخواهیم – در واقع خواستنش خیلی هم راحت است .

اما اگر از شما بپرسم که از زندگی چه میخواهید و چیزی شبیه این بگویید که ” میخواهم خوشحال باشم ، خانواده خوب و شغلی داشته باشم که دوستش دارم ” … جوابتان بحدی گنگ و مبهم است که چندان معنی زیادی نمی دهد .

سوال بهتری که میتوان پرسید اینست که ، چه رنجی را در زندگی تان میخواهید ؟ برای چه چیزی حاضرید بجنگید؟ …  زیرا بنظر میرسد جواب این سوال ، تاثیر بیشتری روی شکل گیری زندگی ما دارد .

همه میخواهند که استقلال مالی و یک شغل خوب داشته باشند ، اما حاضر نیستند که هفته ای 40 ساعت پشت میز روی صندلی سفت و سخت بنشینند و درحالی که بین خرواری از برگه ها گم شده اند ، تقاضاهایی که پشت سرهم می اید را بررسی کنند . همه میخواهند پولدار باشند اما بدون ریسک ، بدون فداکاری و بدون هیچ صبر و تاخیری در پاداش هایشان  ( delay gratification )

همه میخواهند که یک رابطه عالی داشته باشند ، اما همه حاضر نیستند که از بین مکالمه های سخت و مشاجره های اعصاب خرد کن و احساسات جریحه دار شده عبور کنند .

برای همین مینشینند و دست به هیچ کاری نمیزنند . سالها با خود میگویند کاش اینگونه شود و کاش انگونه شود ، اما بعد از بیست سال دست روی دست گذاشتن ، وقتی به عقب برمی گردند و میبینند هیچ چیز در این سالها تغییر نکرده است ، از خودشان میپرسند ، ” واقعا زندگی همه اش همین بود ؟ “

زیرا خوشبختی مبارزه میخواهد . بخش مثبت قضایا ، محصول دست و پنجه نرم کردن با بخش منفی ان است .

در اساس و بنای رفتارهای انسانی ، نیازهای ما کم تا بیش شبیه یکدیگر است . کسی با تجربه های مثبت مشکلی ندارد ، این تجربه های منفی هستند که همه ما بنحوی با انها مشکل داریم . بنابراین ان چه که ما از زندگی بدست می اوریم ، توسط احساسات خوبی که میخواهیم سنجیده نمیشود ، بلکه با احساسات بدی سنجیده میشود که حاضریم و میتوانیم بپذیریم تا به ان احساسات خوب برسیم . چیزی که موفقیت شما را تعیین میکند این سوال نیست که چه لذتی را میخواهید در زندگی تجربه کنید ، بلکه این سوال است که چه رنجی را میخواهید متحمل شوید ؟ کیفیت زندگی تان با توجه به پذیرش شما از احساسات بد و وضعیت های ناراحت کننده شکل میگیرد نه خواستن شرایط راحت و احساسات مطلوب.

خیلی ها ان بیرون توصیه هایی می کنند که واقعا ان چیزی که بنظر میرسند، نیستند … مثلا این که  ” باید به اندازه کافی ان را بخواهید ! “

معلوم است که همه چیزی را میخواهند … و همه هم ان را به اندازه کافی میخواهند!

ولی ان ها نمی دانند که ان چیزی که میخواهند دقیقا چیست ، تنها بخشی از ان را میبینند. زیرا هرچیزی دو روی سکه دارد . در این دنیا هرچیزی با بها و رنجی می اید ، اگر مزایای چیزی را در زندگی تان میخواهید باید هزینه ان را نیز بخواهید .

اگر فکر می کنید که ماه ها و سال هاست که چیزی را میخواهید و هرگز به ان نزدیک تر نمیشوید ، شاید چیزی که میخواهید یک فانتزی است ، یک چیز ایده ال ، یک تصویر فقط …  شاید چیزی که میخواهید واقعا ان چیزی نیست که میخواهید ، تنها از خواستن ان لذت میبرید .

گاهی از مردم میپرسم که چه دردی را انتخاب میکنند و انها جوری مرا نگاه میکنند که انگار یک خودازارم ، اما واقعیت اینست که نمیتوانید یک زندگی بدون درد داشته باشید. اگر ثروت میخواهید باید رنج سختی کشیدن را به جان بخرید و اگر راحتی و اسودگی را میخواهید باید رنج و حسرت نداشته هایتان را بکشید . این انتخاب شما نیست که یک زندگی بدون درد داشته باشید یا نه ، اما میتوانید انتخاب کنید که چه دردی و همراه با ان چه مزایایی داشته باشید ، زیرا هر مزیتی با دردی می اید ، تنها بستگی به این دارد که شما کدام گزینه را انتخاب میکنید .

برای بخش زیادی از نوجوانی و جوانی ام ، من بشدت میخواستم که یک نوازنده گیتار برقی باشم ، هر موسیقی که میشنیدم چشم هایم را میبستم و خودم را تصور میکردم که روی سن در مقابل جمعیت گیتار میزنم و مردم هم در مقابل مهارت انگشت های اعجاب اور من ، براحتی هوش و حواسشان را پاک از دست میدهند و جذب هنر من میشوند. این فانتزی ساعت ها و ساعت ها مرا بخود مشغول میکرد … حتی بعد از تمام کردن دانشگاه ، حتی بعد از اینکه از تمرینات جدی دست برداشتم .

اما پروسه عملی کردن ان خیلی طولانی بود . ابتدا باید مدرسه را تمام میکرد. سپس کمی پول جمع میکردم ، سپس زمان پیدا میکردم تا واقعا ان بالا بروم و فانتزیم را عملی کنم . اما برخلاف اینکه این فانتزی برای چیزی حدود نصف عمرم ، مرا درگیر خود کرده بود ، هیچ وقت به واقعیت نپیوست . زمان زیادی برد و احساسات منفی بسیاری را تجربه کردم تا بفهمم چرا …  زیرا من واقعا ان را نمی خواستم .

من عاشق نتیجه بودم . یک تصویر از من روی سن ، مردمی که ان پایین جیغ میزدند و من که تمام قلب و روحم را در چیزی که مینواختم ، میگزاشتم . اما از مسیر خوشم نمی امد . به همین  دلیل هم در ان شکست میخوردم …  مکررا . شاید حتی انقدر هم تلاش نکردم که شکست بخورم . من بزحمت اصلا تلاشی کردم .

تمرین های روزانه مداوم ، دردسر های پیدا کردن یک گروه مناسب و اوردنشان سر تمرینات ، دردسر پیدا کردن جا و کشاندن مردم به کنسرت و تحت تاثیر قرار دادنشان ، سیم های پاره شده ، اجاره ها و این همه رفت و امد بدون ماشین …

تصویری رویایی از یک کوه ولی مایل ها مایل پیاده روی جانفرسا است . چیزی که مدت زیادی برای من طول کشید تا بفهمم این بود که انقدر ها هم از پیاده روی خوشم نمی امد ، تنها دوست داشتم که منظره ان بالا را تجسم کنم .

فرهنگ ما به من میگوید که بنحوی شکست خورده ام .که یک بازنده و یا یک تنبل هستم . کتاب های خود- یاری به من میگویند که شجاعت کافی نداشته ام و یا به اندازه کافی به خودم باور نداشته ام . کارافرینی – استارت اپ ها به من خواهند گفت که به رویایم خیانت کرده ام و تسلیم شرایط اجتماعی اطرافم شده ام . به من خواهند گفت که به یک گروه افزایش انگیزه بپیوندم ، و یا کتاب های روانشناسی موفقیت بخوانم .

اما واقعیت از اینها خیلی ساده تر است : من تصور میکردم که چیزی را میخواهم ، اما درواقع نمی خواستم .من پاداش را میخواستم ، ولی مبارزه را نه . نتیجه را میخواستم اما مسیر را نه . و زندگی به این شکل کار نمی کند .

کسی که هستید با ارزش هایی که برای انها میجنگید سنجیده میشود. یاد بگیرید هرچیزی را که از زندگی میخواهید ان را همراه با بهایش بیان کنید . چون چیزیکه شما درباره ان حرف میزنید به تنهایی کل ماجرا نیست ، این واقعیت روی دیگری هم دارد که جدا از ان نیست . هنرمند شدن تنها نمی اید ، روی دیگر این سکه ، بی پولی و قناعت است . شهرت تنها خودش نمی اید ، روی دیگر سکه اش نداشتن خلوت و فضای خصوصی است . تنبلی و یک زندگی معمولی تنها نمی اید ، همراه با ان حسرت زندگی مرفه دیگران هم می اید . هر چیزی دو رو دارد . قبل از خواستن هر چیزی ببینید چه رنجی دارد … و ایا ان را رنج را میپذیرید یا نه .

این یک قانون ساده زندگی است . مبارزه های ما ، موفقیت های ما را تعیین میکنند .

بنابراین مبارزه هایتان را اگاهانه انتخاب کنید .

Leave a Reply

Your email address will not be published.