“سلام و درود، بعد از خواندن مقاله هایتان تصمیم گرفتم از شما در مورد مشکلی که اخیرا با ان مواجه شدم مشورت بگیرم. من به مدت ده سال کارمند بودم ولی چند وقت پیش تصمیم گرفتم که کارم را ترک کنم  و دنبال کاری بروم که همیشه به ان علاقه داشتم. اما چون درحال حاضر هیچ درامدی ندارم، تحت فشار هستم و کم کم دارم از اینکه کارم را ترک کردم پشیمان میشوم. بنظر شما تصمیم اشتباهی گرفتم؟ ایا باید علاقه ام را ترک کنم و دنبال درامد بروم؟

با تشکر … امیررضا “

متن بالا ایمیلی است که من از یکی از خواننده های گرامی دریافت کردم. چون سوال خیلی هاست، تصمیم گرفتم در اینجا به آن پاسخ دهم.

دوست عزیز، همانطور که اشاره کردید مشکل شما درحال حاضر این است که منبع درامدی ندارید و اگرچه به آن اشاره نکردید اما واضح است که بر روی نیازهای پایین هرم مازلو شما (یعنی امنیت جانی و مالی برای بقا ) که اولین و مهم ترین نیازهای ما هستند، فشار وارد میکند. به هرم زیر نگاهی بیندازید.

هرم مازلو

نیازهایی که در پایین قرار دارند از الویت بیشتری برخوردار هستند. نیازهایی مثل غذا ، سرپناه و امنیت جانی که مستقیما به بقای ما مربوط میشوند. چنانچه این نیازها در خطرباشند و یا مورد تهدید قرار گیرند، هر نیاز دیگری که متعلق به طبقات بالاتر است، در حاشیه قرار میگیرد و اهمیت خود را از دست میدهد.

دنبال کردن کاری به آن علاقه دارید، جزو نیازهای طبقات آخر شما محسوب میشود، نیازهایی مانند: خودشکوفایی، عزت نفس ، معناجویی و به حداکثر رساندن پتانسیل های فردی. که هرچند از نیازهای پایینی کم اهمیت تر نیستند و برای سلامتی روانی ما مهم هستند، اما به اندازه آنها ضروری و فوری نیستند. تا زمانی که نیازهای پایین تر شما تضمین نشوند، نمیتوانید روی طبقات بالاتر براحتی کار کنید و مدام به پایین کشیده میشوید. وضعیتی که شما و خیلی از افراد جامعه ما به آن دچارند، اینست که بعد از ده سال توجه کردن به نیازهای پایینی و براورده کردن انها از اینکه معنا و هدفی در زندگیتان وجود ندارد که نیازهای بالایی هرم شما را ارضا کند خسته شده اید و بنابراین تصمیم گرفته اید که یک پرش ناگهانی از طبقات اولیه هرم مستقیما به طبقات بالایی آن انجام دهید، بدون اینکه توجهی به نیازهای اولیه تان بکنید… و حالا که نیازهای اولیه مورد خطر قرار گرفته اند و شما را تحت فشار قرار داده اند، از تصمیمی که گرفته اید پشیمان شده اید.

زمانی که مدام  نگران براورده کردن نیازهای امنیتی تان هستید، وارد یک وضعیت غریزی میشوید که بجز بقا به چیز دیگری نمیتواند فکر کنید. بنابراین در دنبال کردن علاقه تان نیز دچار مشکل میشوید، تمرکز ندارید، نگران هستید و مدام دچار شک و تردید میشوید.

هرچه فرد مدت زمان بیشتری در این وضعیت بماند اوضاع بدتر و مقابله با آن سخت تر میشود. خصوصا اگر ارتباط عمیقی با علاقه اش نساخته باشد و دلیل محکمی برای دنبال کردن آن نداشته باشد. در آن صورت شروع به زیر سوال بردن علاقه، تصمیم و حتی اراده خودش میکند. خود و توانایی هایش را سرزنش میکند و دنبال کردن علاقه را چیزی جز خزعبلات و رویاپردازی نمی داند.

اگر شما نیز در چنین مرحله ای قرار دارید، همین حالا روی افکارتان ترمز بزنید. لحظه ای که شما فهمیدید که به چه چیزی علاقه دارید، هدفتان چیست و چه چیزی به زندگی شما معنا و احساسی از هدف و شعف اضافه میکند، زمانی بوده است که با آن بخش شجاع و ماجراجوی قلبتان عمیقا ارتباط برقرار کرده اید، فارغ از تمامی ترس ها و محافظه کاری هایی که عقلمان مدام به ما نهیب میزند. شما از نیازهای اولیه تان پا را فراتر گذاشته اید و به یک زندگی معنادار، هدفمند و سعادتمند فکر کرده اید. که یکی از نیازهای غیرقابل انکار زندگی شماست.

دنبال کردن علاقه تان هیچ ایرادی ندارد و انتخاب کاملا درستی است، اما مشکل “چگونگی” است که انتخاب کرده اید تا به هدفتان برسید. این واقعیت غیرقابل انکار را نادیده گرفته اید که نیازهای دیگری دارید که باید بفوریت بررسی و مورد توجه قرار گیرند و بدون اینکه راهی پیدا کنید که ابتدا ارضای انها را تضمین کنید سراغ طبقات بالاتر هرم رفته اید. نقشه ای که پایانش خیلی دور نیست.

بنابراین این تصور را که نباید علاقه تان را دنبال کنید، کنار بگزارید. مانعی سر راه شما قرار دارد و آن پول است. آنهم در حدی که بتوانید نیازهای اولیه تان را برطرف کنید. بنابراین بیایید نگاهی به این بیندازیم که چه راه هایی وجود دارد که بتوانید با این مانع دست و پنجه نرم کنید:

روش اول : صبر کنید تا علاقه تان ایجاد درامد کند .

اولین راه اینست که هر ذره از منابعی که دارید ( زمان ، انرژی ، پول ) را تماما روی علاقه تان سرمایه گذاری کنید. یا کسی را در خانواده و دوستان دارید که هزینه های شخصیتان را متقبل شود و یا سرمایه ای دارید که تا زمان به درامد رسیدن علاقه تان و با حداقل کردن هزینه هایتان از آن خرج کنید، و اجازه ندهید که مشکلات مالی و نبود درامد، از لحاظ روانی و فکری شما را تحت فشار قرار دهد.

مشکلی که این روش دارد اینست که معضل درامد هیچ گاه کاملا حل نمیشود و هر روز که بیدار میشوید و درخلال کارهای روزانه تان مدام بر سر شما داد میزند و شما را دچار شک و تردید میکند. به همین دلیل برای حل این مشکل زور میزنید که هرچه زودتر از کار جدیدتان کسب درامد کنید که خود به این معنی است که کیفیت کارتان پایین می اید، مشتری هایتان متوجه این تقلا و تلاش شما میشوند و از همه بدتر اینکه تصویری که از علاقه تان در ذهن دارید با احساسی از استرس، ترس و شک و دو دلی آمیخته میشود. و هربار که موفق نمیشوید که کارها را در زمان مقرر شده تمام  کنید و یا بازخوردی را که انتظار داشتید دریافت نمیکنید، این قضیه بدتر میشود.

این روشی است که بیشتر مردم انجام میدهند …. آنها ناگهان به وضعیت جدیدی پرش میکنند که هیچ جای پای محکمی در آن ندارند. تمام دارایی شان را در آن سرمایه گذاری میکنند. صبح تا شب روی آن زمان میگذارند و وقتی که چیزها آنطور که پیش بینی کرده بودند،  پیش نمی رود، درمانده و ناامید میشوند. و دراخر زمانی که درامد در زمان مقرر شده ایجاد نشود، رویاها و تلاش هایشان خراب میشود و به همه چیز پشت می کنند.

بین پریدن از یک هواپیما با چتر نجات و اطمینان داشتن از اینکه به سلامت فرو می آیید و پریدن فریادزنان و بدون چترنجات تفاوت وجود دارد.

روش دوم : دنبال گزینه های دیگر ایجاد درامد باشید

راه حل دوم اینست که در کنار علاقه تان بدنبال منابع درامد زایی دیگری باشید. میتواند یک کار تمام وقت باشد، یا پاره وقت و یا یک سرمایه گذاری… اما هدف اینست که جریان مداومی از درامد ایجاد کنید در ان حد که نیازهای اولیه تان دیگر فکرتان را بخود مشغول نکند و بتوانید با خیال آسوده به دنبال کردن علاقه تان بپردازید. این نوع درامد زایی باید ثابت و مداوم باشد و آنقدرهم زمان اشغال نکند که از کارهای خودتان عقب بمانید. به این معنی که کمترین تعهد ممکن را نیاز داشته باشد، نه زمان های اضافه کاری داشته باشد و نه اینکه لازم باشد مجموعه مهارت های کاملا جدیدی یاد بگیرید که با آنها اشنایی ندارید. حالت ایده ال اینست که در جایی کار کنید که به علاقه تان تا حدی مشابه است و یا مهارت های یکسانی را میطلبد.

یادتان باشد که این راه حل یک راه حل موقت است و قرار نیست همیشه آن را انجام دهید. فقط تا زمانی که علاقه تان را سرو سامان دهید و از آن به اندازه ای درامد ایجاد کنید که بتوانید کار دیگرتان را کنار بگزارید و تمام وقت روی علاقه تان کار کنید.

این همان کاریست که من کردم. تا زمان راه اندازی تجارت موفقیت فردی و کاری خودم، به تمام گزینه های پیش رو فکر کردم. از پیشخدمتی گرفته تا تدریس و حسابداری و …

اما هیچ کدام از آنها گزینه چندان خوبی بنطر نمیرسید. تا اینکه شروع به مشاوره تعیین رشته کردم که انتخاب خیلی بهتری بود، زیرا باید به دیگران کمک میکردم که پتانسیل های خودشان را شناسایی کنند، هدف بچینند و متناسب با آن بهترین گزینه پیش رو را اتاخاب کنند. کاری که میکردم و مهارتهایی که نیاز بود به علاقه شخضی خودم و تجارتی که میخواستم برپا کنم بسیار شباهت داشت. ضمن اینکه زمان ها انعطاف پذیر و قابل تغییر بود و در کار اصلیم خللی ایجاد نمیکرد.

حالا که مشکل مالی از سر راه کنار رفته بود، میتوانستم با خیال راحت بقیه زمانم صرف کسب و کار اصلیم کنم.

به علاقه خودتان فکر کنید. چگونه میتوانید مانع پول را از سر راه بردارید؟ آیا میتوانید هزینه های شخصی تان را بدون کار کردن فراهم کنید؟ یا اینکه باید در کنار آن موقتا کسب درامد کنید؟

بهترین راه حل برای شما هر چیزی که هست بدانید که دنبال کردن علاقه  و خواستن یک زندگی هدفمند و معنادار حق شماست  هیچ گاه انتخاب اشتباهی نخواهد بود. پول نیز یکی از از هزاران چالشی است که بر سر راه تان برای به حقیقت پیوستن این موضوع قرار دارد. بهتربن گزینه ممکن را انتخاب کنید و از اینکه شجاعانه از قلبتان یپروی میکنید، ترسی به دل راه ندهید.

Leave a Reply

Your email address will not be published.